فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٩٢ - ديه زبان
را بايد بپردازد
١٢٥- اگر جانى دو لب كسى را به حدى پاره كند كه دندانهاى او ظاهر گردد، بايد ثلث ديه را بپردازد و چنانچه هر دو بهبودى يابند، يك پنجم ديه بايد بدهد، و اگر تنها يكى بهبود يابد، ديه آن، خمس ديه يك لب است و آنكه بهبودى نيافته، ديهاش ثلث ديه يك لب مىباشد.
ديه زبان:
١٢٦- اگر زبان سالم و گويا بر اثر جنايت به كلى قطع شود، ديه كامله دارد، و اگر مقدارى از آن قطع شود، بايد آن را با حروف، الف، با، معين كنند و خون بهاى كامل را بر عدد همه حروف تقسيم نموده و به عدد حروفى كه مجنّى عليه پس از جنايت از اداء آن عاجز گشته، از آن سهام ديه پرداخت گردد و در اين تعيين و تقسيم فرقى بين حروف ثقيل و خفيف و حروف زبانى و غيره نيست، پس اگر زبان مجنى عليه از اداء همه حروف عاجز گشته، او مستحق ديه كامله است، و اگر از اداء بعضى عاجز شده، تنها برابر حروف همانها استحقاق ديه دارد؛ و اما اگر زبان لال به كلى قطع شود، ديهاش ثلث ديه كامله است، و چنانچه قسمتى از آن قطع شود، بايد مساحت آن را با همه زبان بسنجند و به نسبت آن ديه معين نمايند.
١٢٧- حروف الف باى عرب بيست و هشت حرف است، پس ديه كامله را به عدد بيست و هشت تقسيم مىكنند؛ و اما در غير عرب اگر حرفى باشد كه مخرجش مطابق مخرج يكى از حروف عربى است، همان معيار مىبا شد و اگر مخرج ديگرى باشد اهل آن زبان ديه كامله را به عدد حروف زبان خود تقسيم مىكنند بنابر اين اگر كمتر و يا بيشتر از بيست و هشت حرف باشد بايد خونبها را به تعداد حروف زبان خود تقسيم كنند و هر قومى به حساب زبان خودش ديه را معيّن كند.
١٢٨- معيار در تعيين ديه زبانى كه قطع شده، از بين رفتن حروف است نه مساحت مقدار قطع شده نسبت به مساحت همه زبان، بنابر اين اگر در جنايتى نيمى از زبان كسى