فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠٩ - طريق دوم - اقامه بينه
كند ديگر فائده ندارد همچنانكه اگر عليه صاحب إقرار طرح دعوى كند بينه كه همه جا دليل است اعتبار خود را از دست مىدهد.
١٢٠- اگر دو عادل شهادت بدهند كه مثلًا زيد و عمرو قاتل فلانى اند، زيد و عمرو شهادت بدهند كه اين دو شاهد قاتل او هستند، البتّه در فرضى كه شهادت دو گروه صحيح باشد مثلًا تبرع يا شهادت قبل از تحرير نباشد چنانچه ولىّمقتول دو شاهد اولى را تصديق كند مىتواند يكى بلكه هر دوى آنها را قصاص كند و شهادت دو شاهد آخرى كه مشتمل بر عداوت و تهمت به جهت تخلص از مقتضاى شهادت دو شاهد اول است از اعتبار ساقط مىشود؛ و اما اگر ولىّ هر دو گروه را تصديق كند يا تنها گروه آخرى را تصديق كند شهادت هر دو گروه به جهت تكذيب به يكديگر و به جهت تصديق متّهم ساقط مىشوند.
١٢١- اگر مثلًا حسن و حسين شهادت بدهند كه مثلًا زيد مورّث آنها- عمرو- را مجروح نموده اگر قبل از بهبودى باشد قبول نيست، به جهت اينكه تهمت و جرّ نفع براى نفس خود در كار است، زيرا ممكن است زخم سرايت كند و مجروح بميرد و تركهاش به شاهدها برسد ولى بعد از بهبودى شهادت آنها قبول است.
ولى اگر شهادت بدهند مورث ما كه مريض است فلان قدر مال از زيد طلبكار است اين شهادت قبول است فرق دو مسأله به اين است كه وراث ديه را ابتداء مستحق مىشوند، چون ديه بعد از موت ثابت مىشود ولى مال مريض در حال مرض هم مال اوست ممكن است در آن تصرف كند و به وارث نرسد؛ و در فرض اول اگر شهادت داده باشند مثلًا زيد مورث ما را زخمى كرده كه شهادت قبول نيست، چنانچه بعد از بهبودى دوباره شهادت را اعاده كنند شهادت آنها قبول است.
١٢٢- اگر دو شاهد از عاقله جانى شهادت بدهند كه دو شاهد بر قتل، فاسقاند چنانچه قتل عمد باشد يا اين دو عاقله از كسانى باشند كه ديه به آنها تعلق نمىگيرد در اين صورت حكم به شهادت آنها قبول است و شهادت بر قتل به سبب جرح مذكور از اعتبار ساقط مىگردد؛ و اگر اين دو شاهد افراد عاقلهاى باشند كه ديه به آنها تعلق مىگيرد