مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٧
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٧٧
محرک خارجی ندارد. و بعلاوه عضوی نیست. آدم نمیتواند نشان بدهد که این لذت را کدام عضو میبرد، محل این لذت کجاست. انسان به تمام وجودش لذت میبرد. وقتی به انسان بشارتی از یک آیندهای بدهند ]او لذت میبرد.[ فرض کنید مریضی که احتمال میدهد بیماری او سرطان است، بعد آزمایش داده و در یک حال دغدغه فوقالعادهای است که ببیند جوابی که میآید چیست، وقتی جواب آزمایشها رسید و گفتند شما سالم هستید، این بیماری سرطان نیست، او لذت میبرد. کجای بدنش لذت میبرد؟ دستش لذت میبرد یا پایش یا زبانش یا معدهاش و یا مغزش؟ هیچکدام، بلکه به تمام وجودش لذت میبرد.
آلام روحی هم همین طور است. درد روحی انسان هم، جنبه عضوی ندارد و گاهی آنچنان برای انسان دردناک و ناراحتکننده است که هیچ درد جسمی به آن نمیرسد. انسان افرادی را میبیند که وقتی دچار یک ناراحتی روحی میشوند، در ظرف دو سه روز اصلا مثل اینکه بکلی این آدم عوض شده. حالا اگرچه این شعر است ولی اجمالا از مسئله رنج روحی حکایت میکند؛ میگوید :
در آتشم بیفکن و نام گنه مبر کاتش به گرمی عرق انفعال نیست
گاهی واقعا خجالتها و شرمها در حدی موذی و اذیت کننده است که اگر به کسی بگویند حاضری تو را یک دقیقه در آتش بیندازیم یا اینکه این شرم و خجالت را بکشی؟ حاضر است برود در آتش.
]گفتیم افرادی[[١] لذت میبرند از اذیت کردن مردم اما نه اذیتی که مثلا یک سیلی یا شلاق به مردم بزنند. آن هم چیز خیلی بدی است، ولی چنین فردی لذت میبرد از اینکه دل مردم را آتش بزند؛ میگوید از اینکه آتشش زدم دل خودم خنک شد. قرآن میگوید یک آتشی در آنجا هست که این آتش هم از همان اعماق دل و روح تو طلوع میکند؛ آن دیگر آتشی بالاتر از آتشهای جسمانی است.
اِنَّها عَلَیهِمْ مُؤْصَدَةٌ[٢] . باز این تعبیر هم تعبیر خاصی است؛ میفرماید: این آتش بر اینها احاطه کرده است، به این معنا که از تمام جوانب بر اینها احاطه پیدا کرده است. یک وقت فرض کنید آدم را میاندازند در آتش، از زیر پای انسان آتش بلند است؛ یک وقت آدم را به یک دیوار داغ یا به آتشی میچسبانند؛ و یک وقت از اطراف، از بالا و پایین و راست و چپ و زیر پا و بالای سر، از
[١] . [چند ثانیه از بیانات استاد ضبط نشده است.]
[٢] . یا: موصَدَة، هر دو درست است. اصلش «مُؤْصَدَة» است و بعد به اصطلاح علمای صرف تخفیف همزه میشودو «موصَدَة» تلفظ میشود. خیلی از موارد هست كه تلفظش، هم به همزه درست است و هم به واو، مثل «كُفُؤآ»یا «كُفُوآ» در سوره مباركه «قل هو الله احد»، مخصوصا در همزههایی كه ما قبلش ضمّه است.