مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٢
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٠٢
چیزی جدا شدنی نبودند؟
در اینجا چند سؤال وجود دارد: اول اینکه میفرماید «مِنْ اَهْلِ الْکتابِ». «مِنْ» در زبان عربی در موارد متعددی استعمال میشود و معانی متعددی دارد. در اینجا دو معنا محتمل است: یکی اینکه «مِنِ» بیانی باشد و دیگر اینکه «مِنِ» تبعیضی باشد. اگر آن را بیانی بگیریم معنی عبارت این است: «کافران که عبارتند از اهل کتاب و مشرکین» و اگر آن را تبعیضی بگیریم این طور میشود : «کافرانِ از اهل کتاب و مشرکین» و در واقع چنین میشود: «کافرانی از اهل کتاب و مشرکین» که مقصود بعضی از اهل کتاب و مشرکین است. سؤال دوم: اینها از چه چیزی جدا شدنی نبودند؟ آن چیزی که اینها به آن چسبیده بودند یا آن چیز به اینها چسبیده بود، چیست؟ سؤال سوم: گفتهاند طبق قاعده اینجا باید به جای «حَتّی تَأْتِیهُمُ الْبَینَةُ» میفرمود: «حَتّی اَتیهُمُ الْبَینَةُ» و معمولا هم در ترجمهها این فعل مضارع را ماضی ترجمه میکنند: تا بینه برای آنها آمد؛ و حال آنکه خود لفظ میگوید: تا برای آنها بینه بیاید. البته در زبان عربی استعمال مضارع به معنی ماضی جایز است، ولی اصل این است که در همان معنی اصلیاش استعمال شود. میخواهیم ببینیم اگر اینجا «تَأْتِیهُمْ» را به همان معنی مضارع بگیریم درست در میآید یا نه؟
مُنْفَکینَ
در مورد «مُنْفَکین» چند احتمال داده شده: یکی اینکه مقصود این است که اینها از عقاید سابق خودشان جدا شدنی نبودند تا وقتی که بینه و دلیل روشن آمد و اینها را از عقایدی که به اینها چسبیده بود و اینها به آن چسبیده بودند، جدا کرد.
احتمال دیگر این است: اینها خودشان از یکدیگر جدا شدنی نبودند، یعنی با یکدیگر متحد بودند و یکی بودند، با آمدن بینه[١] ، از یکدیگر جدا شدند. ولی این احتمال، از جهاتی تأیید نمیشود.
احتمال سوم این است: مقصود این نیست که اینها از عقایدشان جدا نمیشدند، مقصود این است که ما آن سنت راهنمایی و هدایتمان را از اینها جدا نمیکنیم؛ یعنی اینها چنین نبودند که جدا باشند از هدایت الهی تا وقتی که آنها را بینه بیاید. مقصود این است که همیشه خدای متعال وسیله هدایت را برای مردم فراهم کرده و میکند. این احتمال هم به نظر بعید میرسد. در میان این احتمالات همان احتمال اول که اکثر مفسرین گفتهاند، درست است. حال راجع به
[١] . اینجا مقصود از بینه، پیغمبر اكرم است.