مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٣
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٧٣
از نظر فرهنگی رب انسان است و «اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الاِْنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ» است، انسان در مقابل این خدا چگونه باید عکسالعملِ عبودیت نشان بدهد؟ یک وقت میبینید که ]انسان در مقابل چنین خدایی طغیان میکند.[ مثل معروفی است[١] ؛ میگویند فلان کس گاهی از دروازه داخل نمیشود و گاهی از سوراخ سوزن هم رد میشود، یا میگویند با یک مویز گرمش میشود و با یک غوره سردش. این انسان که خدا به او تعلیم قلم کرده است و چیزهایی را که نمیدانسته به او تعلیم کرده، گاهی با یک استغنا، با یک داشتنِ مختصر، با چهار شاهی داشتن طغیان میکند.
معنی «طغیان»
«طغیان» یعنی چه؟ ماده «طغیان» در قرآن زیاد آمده است. لغتها اول در مورد امور طبیعی و محسوس به کار برده میشود (چون بشر، اول با آنها آشنا میشود) و بعد مجازا در مورد امور معنوی و روانی. اصل کلمه «طغیان» که در قرآن هم به کار برده شده (لَمّا طَغَا الْماءُ[٢] ) همان است که مثلا در مورد آب میگویند: «طَغَا الْماءُ» آب طغیان کرد. آب چگونه طغیان میکند؟ آب که واقعا طغیان نمیکند که روحیه آب روحیه انقلابی بشود و طغیان کند، بلکه وقتی در رودخانهای آبی بیش از ظرفیتش پیدا شود میگوییم طغیان کرد. همین آب اگر در یک رودخانه بزرگتر باشد هیچ وقت طغیان نمیکند، ولی در این مجرای کوچک طغیان میکند.
انسان گاهی طغیان میکند. ثروت پیدا میکند[٣] ؛ همین قدر که از فقر بیرون میآید و ثروت پیدا میکند و همین قدر که از او رفع احتیاج میشود و میبیند که به انسانهای دیگر احتیاج ندارد و روی پای خودش ایستاده، این در روحش موجی ایجاد میکند که تاب آن را ندارد، یعنی ظرفیت این مقدار را ندارد، طغیان میکند. یک وقت میبینید آب آمد او را برداشت و بُرد.
اِنَّ الاِْنْسانَ لَیطْغی. اَنْ رَءاهُ اسْتَغْنی. همین انسانی که ما آن طور توصیفش کردیم، وقتی خودش را میبیند ]که بینیاز شده است طغیان میکند.[ «اَنْ رَءاهُ» یعنی «لاَِنْ رَءاهُ». کأ نّه تقدیرش این طور است: «اِنَّ الاِْنْسانَ لَیطْغی. اِذِ اسْتَغْنی لاَِنْ رَءاهُ اسْتَغْنی». علت را ذکر کردهاند و معلولش را ذکر نکردهاند. انسان در وقتی که معتقد میشود که مستغنی و بینیاز شده است زود طغیان میکند.
[١] . این مثلها خودش حكایت از چیزی میكند.
[٢] . حاقّه / ١١.
[٣] . قرآن نمیگوید «ثروت زیاد» بلكه میگوید «اِسْتَغْنی». «اِسْتَغْنی» آن حداقل است.