مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٢
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٧٢
میکند. این مفاهیم همه مفاهیم بشری است. مثلا ایثار برای انسان یک خُلق بسیار عالی است: وَ یؤْثِرونَ عَلی اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ[١] . اینکه انسان در عین اینکه به چیزی احتیاج دارد دیگران را بر خود مقدم بدارد خُلق انسانی عالی و بزرگی است؛ ولی در مورد خدا چطور؟ اصلا آیا در مورد خدا ایثار فرض میشود؟ در مورد خدا ایثار محال است، چون ایثار فرع بر نیاز است. پس مسئله بالاتر از این است. این است که آنچه خدای متعال برای بندگان و مخلوقاتش میخواهد محال است که غیر از جود و خیر و رحمت و کمال باشد.
بنابراین عبودیت خدای متعال نمیتواند چیزی غیر از این باشد که انسان در همان مسیر کمال خودش حرکت کند؛ یعنی آنچه خدا میخواهد و راهنمایی میکند مسیر کمال و سعادت خود انسان است.
انسان گاهی از فرشته بالاتر و گاهی از حیوان پستتر است
ولی انسان موجود عجیبی است. در قرآن بالاترین تکریمها از انسان شده و بزرگترین مذمتها هم از انسان شده است و این خصوصیت متعلق به انسان است؛ یعنی انسان یک نوسان عجیبی دارد و این به دلیل همان استعدادهای فراوانی است که در انسان است. گفت :
گهی بر طارُم اعلا نشینم گهی بر پشت پای خود نبینم
این، زبان حال انسان است، گاهی از فرشته بالاتر و گاهی از حیوان پستتر. گاهی ظرفیتی نشان میدهد که از اقیانوسها، بلکه از آسمانها و زمینها بیشتر است و گاهی آنچنان کم ظرفیتی نشان میدهد که از کوچکترین ظرفها خودش را کوچکتر نشان میدهد.
طغیان انسان در مقابل خداوند
کلّا اِنَّ الاِْنْسانَ لَیطْغی. «کلّا» کلمه ردع است، یعنی در مقام جلوگیری به کار میرود، ولی موارد ردع فرق میکند. یک وقت کسی حرفی میزند و انسان به او میگوید: «کلّا»؛ اینجا «کلّا» یعنی حرف نزن! سکوت! ولی گاهی انسان خودش در حالی که صحبت میکند میگوید: «کلّا». اینجا انسان نمیخواهد به خودش بگوید «حرف نزن!»، بلکه معنی «کلّا» این است: دیگر از این بابت حرف نزنیم، چه میگوییم؟! از کجا میگوییم؟! از این مقوله سخن نگوییم، یک حرف دیگر بزنیم.
خدایی که خالق است و رب است، خدایی که از نظر زیستی «خَلَقَ الاِْنْسانَ مِنْ عَلَقٍ» است و
[١] . حشر / ٩.