مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٣٢
مردانی رِبّی و خداپرست بودند که آنها با این پیغمبران در راه خدا جنگیدند و در راه خدا خیلی شداید دیدند ولی سست نشدند و وهن در آنها پیدا نشد و ضعیف نگشتند، یعنی روحیهشان ضعیف نشد، و اظهار جزع و خضوع و فروتنی نکردند، یعنی هیچ روحشان در هم نشکست، در مقابل دشمن ابدا استکانت و تذلل نداشتند، سخنشان فقط پناه بردن به خدا بود و از خدا مدد میخواستند، قولشان و سخنشان جز این نبود که میگفتند: پروردگارا ما را پر کن از صبر و استقامت در راه خودت، پروردگارا به ما نصرت بده، پروردگارا ما را بر کافران پیروز بگردان. چون این طور بودند و این سختیها را به این شدت تحمل کردند خدا، هم پاداش دنیا به آنها داد و هم پاداش آخرت.
خطبه امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه
آن خطبه امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه را که اصحاب خودش را ملامت میکند، مکرر خواندهایم. کم کم این روحیه در مردم پیدا شد که ما چون اصحاب و یاران علی هستیم و علی داماد و وصی پیغمبر و خلیفه بحق است پس باید بر لشکر معاویه پیروز شویم. علی (ع) میگفت: این طور نیست، سنت الهی چنین نیست. ما خودمان با پیغمبر بیعت کرده و ایمان آورده بودیم ولی خدا به آسانی به ما پیروزی نداد: وَ لَقْدَ کنّا مَعَ رَسولِ اللهِ نَقْتُلُ آباءَنا وَ أبْناءَنا وَ أعْمامَنا...[١] ؛ یعنی ما با پیغمبر بودیم و در راه خدا پدران خودمان را اگر ایستادگی میکردند میکشتیم، پسران خودمان و عموها و برادرهای خودمان را هم میکشتیم. ما چقدر سختیها متحمل شدیم! در میدانهای جنگ که با دشمن روبرو میشدیم مثل دو شتر نر به یکدیگر میپیچیدیم، گاهی ما از آنها میخوردیم و گاهی آنها از ما میخوردند. اینچنین نبود که چون ما در رکاب پیغمبر بودیم با اشاره شمشیرمان سر دشمنان بپرد. بعد که از کوره امتحان بیرون آمدیم و صداقت نیت ما، در عمل ظاهر و آشکار شد (یعنی نه صرف گفتنِ شهادتین) آنوقت خدا نصرت خودش را نازل کرد. یعنی همین آیه فَإنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرآ. إنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرآ. پیغمبر! تو خیلی سختیها کشیدی، اینها ثمرههای آن سختیهاست.
حال دستور بعدش عجیب است. حالا که فارغ شدی و بار از دوشت برداشته شد چکار کن؟ حالا برو راحت بخواب؟ اگر راحت بخوابی که باز اول بدبختی است، چون همه بدبختیها از عادت کردن به استراحت و راحتی و رفاه است؛ هیچ چیزی برای انسان دشمنتر از رفاه نیست.
فَإذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ از اینها که فارغ شدی باز هم خودت را به نَصَب[٢] و تعب بینداز، برای
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ٥٦ .
[٢] . «نَصَب» به معنی تعب است.