مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٩ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠٩
کلی این یک خصلت روانی برای انسان است که وقتی با کاری مواجه میشود ابتدا منطبق بر آن کار و آماده برای آن نیست، ولی اگر مدتی این کار را تمرین کند و بعد مدتی تمرین نکند، در خلال مدتی که تمرین نمیکند روح در آن باطن خودش، خودش را برای این وارده جدید آماده میکند بدون اینکه خود انسان توجه داشته باشد. انسان در زمستان اسکی میکند و در تابستان آن را رها میکند، ولی خیال نکنید در تابستان حالت روحیاش مثل وقتی است که اصلا اسکی نمیکرده، بلکه در این بین روحْ خودش را برای این تازهوارد آماده میکند. نظیر این است که[١] کشوری که مورد هجوم دشمن واقع میشود و مدتی میجنگد، بعد از جنگ به سرعت خودش را آماده و مجهز میکند به طوری که مجهزتر از قبل از جنگ میشود. در بدن انسان به حکم اینکه یک موجود زنده است و در روح انسان به حکم اینکه جوهر حیات است، چنین خصلتی هست.
مسئله مواجهه با وحی چنین چیزی است. وحی برای اولین بار در چهل سالگی بر پیغمبراکرم نازل شد بعد از سالها که به اصطلاح دوره تحنّف و عبادت او بوده است. وحیی که بر ایشان نازل میشده غیر از وحیهایی است که بر پیغمبران دیگر نازل میشده و درجه فوقالعاده سنگینی ]از وحی[ است، به طوری که اولین باری که وحی بر او نازل میشود مثل اینکه میخواهد تعادل خودش را از دست بدهد، وقتی به خانه میرود مرتب به خدیجه میگوید: «مرا بپوشان میخواهم استراحت کنم»، گویی بار بسیار بسیار سنگینی روی دوش او گذاشتهاند. با اینکه این بار، روحی و معنوی است، ولی بار روحی، تن انسان را هم خسته میکند.
این مدتی که وحی از پیغمبراکرم منقطع شده بود درست حالت شب را دارد که دوره آرامش است؛ یعنی حالا مدتی راحتت میگذاریم تا خوب پخته و آماده شوی. این امر به معنای بریده شدن وحی از تو نبود، بلکه به این معنا بود که بعد از آن دو سه ضربه وحی که اول بر تو وارد شد و تو را از خود بی خود کرد، مدتی باید آرامش پیدا کنی.
ما وَدَّعَک رَبُّک وَ ما قَلی. وقتی که خدا، آنهم خطاب به پیغمبرش، با لحن سوگند حرف میزند خیلی بوی عطوفت میدهد. لحن این سوره لحن فوقالعاده عطوفتآمیزی است. سوگند به آن وقت روز و سوگند به شب که وقت آرامش است که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد غضب هم قرار نداده است. میفرماید: «رَبُّک»؛ همیشه گفتهایم در مفهوم «ربّ» پرورشدهندگی و تکمیلکنندگی است. خدای مربی و مکمل تو، آن خدای پروردگار تو، آن دستی که تو را پرورش میدهد، تو را رها نکرده و مورد غضب هم قرار نداده است.
وَلَلاْخِرَةُ خَیرٌ لَک مِنَ الاُْولی. این «لام» در «لَلاْخِرَةُ» علامت تأکید است. یعنی: و البته و صد
[١] . در مثال مناقشه نكنید.