مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٨ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠٨
به هر حال گفتهاند که برای آن حضرت ناراحتی شدیدی پیدا شد که نکند وحی از او باز گرفته شده باشد و حتی نکند که مورد خشم الهی قرار گرفته و طرد شده باشد. این است که میگویند در این مدت انقطاع وحی آنچنان ناراحتی به پیغمبراکرم دست داد که شاید برای ما غیر قابل تصور باشد. این سوره نازل شد. لحن این سوره لحن فوقالعاده ملاطفتآمیزی نسبت به پیغمبراکرم است. اول میفرماید: وَ الضُّحی. وَ اللَّیلِ إذا سَجی. کلمه «ضحی» را در سوره «وَ الشَّمْسِ و ضُحیها» معنی کردیم و گفتیم که به قسمتهای اول روز (تقریبا ربع اول روز) که آفتاب گسترده میشود[١] «ضُحی» میگویند. میفرماید: سوگند به وقتی که خورشید نور میگستراند. وَ
اللَّیلِ إذا سَجی و سوگند به شب آنگاه که پرده میافکند. (یا: آنگاه که آرام میگیرد. هر دو یکی است: چون پرده میافکند آرام میگیرد.) ما وَدَّعَک رَبُّک وَ ما قَلی که پروردگارت تو را رها نکرده است، لطف خود را از تو نگرفته است و تو را مورد غضب هم قرار نداده است.
نکته
قسم به این دو چیز نکتهای دارد و آن این است که در اینجا به اوایل روز و طلوع خورشید و به شب سوگند میخورد برای اینکه آن حالت پیغمبر که خورشید وحی بر او ظاهر شد و بعد چهره خودش را پنهان کرد، شبیه است به آشکار شدن خورشید ظاهری و جسمانی و بعد، آمدن شب. کأ نّه میفرماید: سوگند به ضُحای وحی و طلوع وحی بر تو و سوگند به مخفیشدن وحی از تو. در حقیقت، اینجا میخواهد این نکته به پیغمبراکرم گفته شود که مسئله زدن برق وحی و بعد نزدن این برق و اینکه مدتی تو منقطع از وحی بمانی ربطی به این مسئله ندارد که خدا تو را شایسته ندیده باشد، رها کرده و مورد غضب قرار داده باشد، بلکه این حسابی دارد؛ همان طور که در عالم ماده و جسمانی اگر خورشید طلوع میکند و بعد شب میآید، شب علامت غضب نیست بلکه این شب هم در کنار آن روز لازم است، این انقطاع وحی و این شبِ روحی، برای تو امری لازم و ضروری بوده است و باید چنین چیزی واقع میشد.
یک نکته روانشناسی
از نظر روانشناسی جملهای میگویند که شاید به اینجا هم قابل تطبیق باشد. جمله عجیبی است؛ میگویند: «انسان اسکی را در تابستان یاد میگیرد و شنا را در زمستان»، با اینکه عکس قضیه است و انسان در زمستان اسکیبازی میکند و در تابستان شنا میکند. مقصود این است: به طور
[١] . شاید همان وقتی باشد كه در زبان فارسی «چاشت» میگویند.