مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٧
مانند علی فرزندی را بزاید!
اولاد علی همهشان چنیناند. بعضی نوشتهاند که زینب کبری در تمام مدت اسارت، تهجد و نماز شبش تعطیل نشد. بسا بود شب تا صبح اینها را حرکت میدادند روی همان کجاوههای بیروپوش؛ در همان حال نماز شب زینب کبری تعطیل نشد. زهرای مرضیه شبهای جمعه را تا صبح یکسره به عبادت میپرداخت. آنقدر روی پای مبارکش به عبادت ایستاده بود که پاهای مبارکش ورم کرده بود...[١]
منصور دوانیقی دستور میدهد که در دل شب بریزند به خانه امام صادق و حضرت را تحتالحفظ بیاورند، هیچ کس اطلاع پیدا نکند، احدی نفهمد، دستورْ خیلی محرمانه است، ربیع و ]حجیر[ و عدهای را میفرستد. نصف شب گذشته و همه مردم خوابند. حتی میگوید در نزنید، از دیوار بالا بروید. ناگهان مثل اجل معلّق خودشان را از دیوارها داخل خانه میاندازند. میبینند پیرمرد هفتادساله در یکی از اتاقهای منزل خودش، حتی فرش منزل را عقب زده روی همان شنها نشسته و مشغول عبادت و تهجد و نماز شب است در قیافه متهجدین و اهل ]تهجد.[ به همان حال امام را کشیدند و کشان کشان آوردند پیش منصور دوانیقی.
سنتهای متروک
غرضم این جهت است که اینها سنتهایی است که فعلا در میان ما متروک است، حالا شکل افسانه پیدا کرده یعنی این قدر از زندگی ما دور است، در صورتی که شاید تا صد سال پیش، تا وقتی که این سنتهای اروپایی در میان ما نیامده بود که تا ساعت ٢ بعد از نصف شب و به اصطلاح تا بوق شب بیدار باشند، باز هم متهجد ]زیاد بود، [مخصوصآ در ماه رمضان خیلی عجیب بود.
مرحوم آقای یاسری (رضوانالله علیه) ـ که در همین جلسه گاهی میآمدند ـ میگفتند من در جوانی یک سفر پیاده در طول ٤٠ یا ٤٥ روز به مشهد رفتم. یک ماه رمضان در مشهد بودم. از جمله خاطرات خیلی خوشی که من داشتم این بود که یک کسی (متولیباشی آستان قدس آن وقت را نگفت ولی یک مقام بزرگی را در آستانه آن وقت اسم برد) سحرها میآمد در بالا سر حضرت و مشغول نماز و عبادت و مناجات بود. میگفت این را من فراموش نمیکنم یک عبادتی داشت، یک گریهای داشت، یک تضرعی داشت، یک ابتهالی داشت، یک حال خوشی داشت که اصلا آن سفر مشهد برای من تاریخی شد برای اینکه هر شب من میآمدم در کنار این مرد به ظاهر دولتی، یک نفر کارمند!
[١] . [چند ثانیه از سخنان استاد ضبط نشده است.]