مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٥٢
وجه سوم
وجه دیگر این است که به تعبیر صاحب کشّاف جمله «وَ أنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» جمله معترضه باشد که در میان دو قَسَم واقع شده. در این صورت معنی چنین میشود: سوگند به این شهر و تو در آینده مقیم این شهر خواهی بود (این جمله دوم معترضه است)؛ یعنی این شهری که امروز تو را از آن بیرون میکنند روزی تو به این شهر باز میگردی و این شهر، شهر و جایگاه تو خواهد بود (اشاره به فتح مکه است.)
کدام وجه اولویت دارد؟
ممکن است از میان معانی یک جمله، بعضی بر بعض دیگر اولویت داشته باشند. در میان این معانی، این معنی که «سوگند به این شهر در حالی که تو در آن اقامت داری» ]اولویت دارد. [یعنی گرچه إنَّ أوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکةَ مُبارَکآ وَ هُدی لِلْعالَمینَ[١] ، اما فعلا ]این شهر [بتخانه شده و ما که الان به این شهر سوگند میخوریم به این دلیل است که تو در آن اقامت داری.
ادامه آیات
وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ. سوگند به پدری و آنچه این پدر ایلاد کرد، یعنی آن فرزندی که این پدر به وجود آورد. در واقع یعنی: و سوگند به پدری و آنچنان پسری. اگر میگفت «وَ مَنْ وَلَدَ» معنی چنین میشد: «و کسی که این والد او را به دنیا آورد» اما فرموده: وَ ما وَلَدَ. به تعبیر ادبی، عرب در مورد عاقل یعنی انسان و به عبارت دیگر در مورد شخص، «مَنْ» به کار میبرد و در مورد شیء «ما»، کما اینکه در فارسی در مورد شخص «کس» به کار میبریم و در مورد شیء «چیز». اگر بگوییم : «کسی را دیدم» یعنی انسانی را دیدم، و اگر بگوییم: «چیزی را دیدم» یعنی غیر انسانی را دیدم، اعم از اینکه حیوان، نبات یا جماد باشد. ولی گاهی در مورد انسان، کلمه «چیز» به کار میرود و آن در مقام تعجب است. مثلا وقتی پهلوان فوقالعادهای را میبینیم میگوییم: «چه هست!» یا مثلا به پدری که پسرش کار نمایانی کرده و نبوغی نشان داده میگوییم: «آقا! ماشاء الله چه به دنیا آوردهاید!» اینجا در مقام تعجب به جای «کس»، «چه» به کار میبرند. در زبان عربی هم همین طور است. اینجا هم میفرماید: سوگند به پدری و آنچنان فرزندی.
[١] . آل عمران / ٩٦.