مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٤٢
چشمشان نیفتد تا مبادا خجالت بکشد و احساس ذلت کند. یا مثلا در شبهای تاریک در حالی که نقاب به چهره میانداختند میرفتند و به خانوادههای فقیر و مستمند رسیدگی میکردند به طوری که اصلا آنها نمیفهمیدند که این کمک از ناحیه کیست.
حال در اینجا کمک کردن به یتیم یک مطلب است و حرمت یتیم را حفظ کردن مطلب دیگری است. قرآن نمیگوید: «شما به یتیمها کمک نمیکنید» بلکه میگوید: «شما حرمت یتیم را حفظ نمیکنید» که جنبه روحی قضیه است.
و لا تَحاضّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ. در این آیه هم باز نکته جالبی هست. نمیفرماید: «شما اطعام مساکین نمیکنید» بلکه میفرماید: شما یکدیگر را بر اطعام مساکین تشویق و ترغیب و تحریض نمیکنید. اطعام مساکین و شکمها را سیر کردن کار فردی است. اینجا میگوید غیر از اینکه خودت این کار را میکنی، باید با دیگران همکاری کنی و آنها را وادار کنی و مشوّقشان باشی، تو مشوّق او باشی و او مشوّق تو باشد.
سه گونه تعبیر در قرآن در مورد اطعام مساکین
پس در مسئله اطعام مساکین، در قرآن سه تعبیر داریم. تعبیر اول این است: وَ لَمْ نَک نُطْعِمُ الْمِسْکینَ[١] . تعبیر دوم حضّ بر اطعام مسکین یعنی وادار کردن دیگری بر اطعام مسکین است که در سوره «أرَأیتَ الَّذی» آمده است: أرَأیتَ الَّذی یکذِّبُ بِالدّینِ. فَذلِک الَّذی یدُعُّ الْیتیمَ. وَ لا یحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ[٢] .
تعبیر سوم که از این هم بالاتر است تَحاضّ بر اطعام مسکین است. به اصطلاح ادبی و علم صرف «حَضَّ یحُضُّ» ثُلاثی مجرد است که یکطرفی است ولی «تَحاضّ» باب تفاعل است که دوطرفی است. یعنی کار مشترکی که به وسیله دو طرف انجام شود و مقصود از دو طرف نه این است که فقط دو تا باشد، بلکه یعنی از یکی بیشتر؛ یعنی وادار کردنهای متقابل[٣] . میفرماید: ای اغنیا چه ادعایی میکنید که این پول و ثروتی که خدا به ما داده علامت عزت ماست؟! شما که عملتان وادار کردنهای متقابل بر اطعام مساکین نیست حق ندارید ادعا کنید که مورد عنایت خدا بودهاید.
وَ تَأْکلونَ التُّراثَ أکلاً لَمّآ شما آن میراث خوارها هستید که دنبال ارثهای مفت میگردید که پیدا کنید و بخورید و شکمهایتان را پر کنید. آیا این کرامت الهی است؟! وَ تُحِبّونَ الْمالَ حُبّآ جَمّآ شما بنده ثروتید، پول و مال را دوست دارید، چه دوست داشتن
[١] . مدثر / ٤٤.
[٢] . ماعون / ١ ـ ٣.
[٣] . مثلا «تَضارَبَ» یعنی این آن را زد و آن این را.