مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥١٢
این است که میفرماید : فَذَکرْ اِنْ نَفَعَتِ الذِّکری تذکر بده اگر تذکر سود ببخشد، آنجا که تذکر سود میبخشد.
لفظ «اِنْ» در زبان عرب گاهی به معنی اگر و شرط میآید و گاهی به معنی «قَدْ». این است که هر دو جور اینجا معنی کردهاند، آن اوّلی را هم بگوییم اشکال ندارد. اگر بگوییم به معنی «قد» است یعنی تذکر بده که تذکر نافع است. اگر به معنای همان «اگر» باشد، یعنی در موردی که تذکر نافع است تذکر بده. ولی نافع بودن تذکر این نیست که اگر شما به یک کسی تذکر دادید و بیدار شد اینجا نفع میبخشد. آن کسی که بیدار نمیشود ولو اینکه مخالفت میکند، تذکر به او هم فایدهاش این است که به او اتمام حجت شده است. نفع این تذکر این است که به او اتمام حجت شده که فردا نمیتواند بگوید خدایا تو کسی را نفرستادی، کسی که به من تذکر نداد! این است که در حد اتمام حجت هم همان نفع است.
صاحبْ خشیتها و شقیترینها
بعد میفرماید مردم دو دسته هستند: یکی همان صاحبْ خشیتها، دلهرهدارها، باقی ماندگان بر فطرت انسانیت؛ سَیذَّکرُ مَنْ یخْشی این گروه متذکر میشوند، متنبّه میشوند، بیدار میشوند، استفاده میکنند. وَ یتَجَنَّبُهَا الاَْشْقی. نقطه مقابلِ این یخْشیها، دلهرهدارها، خداترسها ـ که گفتیم واقعیت این دلهرگی همین است که فطرت انسان او را متوجه یک عدالتی که هست میکند ـ ]شقیترینها هستند.[ در آینده متذکر خواهند شد کسانی که از خدا میترسند (همان حالت دلهرگی که عبارت است از بقای بر فطرت انسانیت)؛ اما گروه دوم، این بدبختترینها، این شقیترینها تذکر هم که بدهی سرشان را کج میکنند از یک راه دیگر میروند، اَلَّذی یصْلَی النّارَ الْکبْری این اشقیهایی که در آینده ملازم خواهند بود با آتش بزرگتر، ثُمَّ لا یموتُ فیها وَ لا یحْیی نه یک آتش موقت، بلکه آتشی که آنجا نجاتی ندارد نه به مردن و نه به خلاص شدن و رسیدن به یک حیات پاکیزه؛ نه میمیرد که از این راه نجات پیدا کند و نه زندگی واقعی پیدا میکند، یک زندگی پاکیزهای که سعادتمند باشد.
سه فراز سوره
قسمت سوم دنباله قسمت دوم است. در واقع سوره سَبِّحِ اسْمَ سه فراز است: از سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الاَْعْلی تا فَجَعَلَهُ غُثاءً اَحْوی یک قسمت بود، از سَنُقْرِئُک فَلا تَنْسی تا ثُمَّ لایموتُ فیها وَ لا یحْیی فراز دیگری بود، این دو سطر آخر فراز دیگری است. البته اینها همه به یکدیگر مربوط است یعنی فراز دوم متفرع بر فراز اول و فراز سوم متفرع بر فراز دوم است.