مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٨ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٤٨
سجّین و علّیین
مطلب دوم، در مورد «سجّین» و «علّیین» است. در جلسه قبل عرض کردیم که «سجّین» بر وزن «فِعّیل» است و در زبان عربی این وزن افاده مبالغه میکند. مثلا یک وقت میگویند: «فلان کس شَرور است» یعنی ـ به اصطلاح ما فارسها ـ آدم شرّ و بدکاری است، و یک وقت میگویند: «فلان کس شِرّیر است» یعنی آدم فوقالعاده بدکاری است. یا مثلا یک وقت میگویند: «فلان کس آدم صادقی است» یعنی آدم راستگویی است، و یک وقت میگویند: «آدم صِدّیقی است» یعنی مجسمه صدق و راستی است. «سجّین» به آن زندانی میگویند که خیلی در زندان بودن، شدید است. آنچه که مقوّم مفهوم زندان است محبوس بودن است. زندانی را از آن جهت که در محیطی محبوس است[١] ، زندانی میگویند. زندان یعنی محوطه محدودی که کسی را در آنجا قرار دادهاند که به
واسطه حجابی که دورش است نمیتواند از آنجا بیرون بیاید. آن زندانی که در زندان بودن فوقالعاده شدید باشد[٢] محوطه خیلی وسیع و بزرگی است که در داخل آن محوطه دیگری است و باز در داخل آن محوطه، محوطههای دیگری است و خدا میداند چند محوطه به این صورت وجود دارد، به طوری که اگر شخص زندانی یکی از این دیوارها را خراب کند و از یکی از این محوطهها بیرون بیاید، باز در محوطه دیگری گرفتار است و برای چنین زندانیای اصلا امید بیرون آمدن از این زندان نیست.
حال، نکته اساسی این است که همینهایی که خدای متعال میفرماید: «در سجّین هستند و کتابشان در سجّین است» در باره آنها میفرماید: کلّا اِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یوْمَئِذٍ لَ مَحْجوبونَ. «این سجّینیها در آن روز از پروردگارشان در حجابند.» آن حجابی که مانع اینهاست که خدای خودشان را ببینند و با خدای خودشان آشنایی داشته باشند، همانی است که برای اینها زندان شده؛ زندانِ[٣] اینها و آن حجاب[٤] ، هردو یکی است.
نقطه مقابل «سجّین» که مفهوم زندان و محدودیت و محبوسیت دارد، «علّیون» است. «عِلّیون» جمع «عِلّی» است. (البته اصطلاحا به آن شبه جمع میگویند.) «عِلّی» که از ماده «علوّ» گرفته شده، مثل «سجّین» بر وزن «فِعّیل» است که به اصطلاح علمای صرف صیغه مبالغه است و