مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٥ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٠٥
الاِْنْسانُ ما غَرَّک بِرَبِّک الْکریمِ. ای انسان! چه چیز تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟! این جمله از نظری جمله خیلی خاصی است.
دو تفسیر در مورد این آیه
این آیه را گاهی به دو شکل مختلف تفسیر میکنند که دو نتیجه معکوس میدهد و قطعا یکی از این دو تفسیر درست نیست. بعضی گفتهاند که خدای متعال در این آیه خواسته است عذر بشر را به او یاد بدهد، خدا میگوید: ای انسان! چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده؟! انسان در جواب میگوید: کرمش، چون او کریم است. ولی همان طور که مفسرین (مثل تفسیر المیزان) گفتهاند، چنین چیزی امکان ندارد و مخصوصا با توجه به آیاتی که بعد میآید، این آیه میخواهد بگوید کریم بودن خدا نباید سبب مغرور شدن انسان بشود.
یک رباعی است که آن را به حضرت امیر (ع) نسبت میدهند در صورتی که این نسبت ثابت نیست و علاوه بر این خودشان فرمودهاند: «اگر چیزی به ما نسبت دادند که مخالف با قرآن بود، بدانید که از ما نیست.» حتی تعبیر کردهاند: «بزنید به دیوار، ما چیزی خلاف قرآن نمیگوییم.» ولی این رباعی چون با طبیعت مردم مغرور و تنبل و گریزان از عمل جور در میآید، با اینکه عربی است در میان فارسیزبانها هم خیلی رایج شده و اغلب بر لوح قبرها همین شعر را نوشتهاند :
وَفَدْتُ عَلَی الْکریمِ بِغَیرِ زادٍ مِنَ الْحَسَناتِ وَ الْقَلْبِ السَّلیمِ
فَحَمْـلُ الزّادِ اَقْبَحُ کلِّ شَیءٍ اِذا کانَ الْوُفودُ عَلَی الْکریـمِ ١[١]
میگوید: «من بر کریم وارد شدم در حالی که هیچ توشهای ندارم، نه از حسنات و اعمال خوب و نه از قلب سلیم و پاکیزه. و نباید هم توشه آورد، برای اینکه ما داریم مهمان یک کریم بزرگوار میشویم.» اگر شما را به خانه یک آدم بزرگوار به مهمانی دعوت کنند، اگر همراه خودتان زاد و توشه بردارید و بروید، این بدترین کارهاست. این زشتترین کارهاست که انسان وقتی میهمان آدم بزرگواری میشود، با خودش زاد و توشه هم ببرد.
]این شاعر[ خیال کرده که قیامت یک دعوت به میهمانی است مثل میهمانیهایی که در عالم دنیا هست. نمیداند که آخرت میهمانخانه نیست، بلکه طبق حدیثِ اَلدُّنْیا مَزْرَعَةُ الاْخِرَةِ آنجا محل دروی کشتگاه عالم دنیاست. این شعر صراحتا بر ضد آیات قرآن است. اولا در بیت اول میگوید : من بیتوشه آمدم (یعنی بدون حسنات و قلب سلیم) در حالی که صریح قرآن است که میگوید :
[١] . این را میگویند «شعر» به آن معنایی كه عرض كردیم، چون از قوه تخیل استفاده میكند.