مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٤٩
سیل میترسد، یعنی میترسد در جایی قرار بگیرد که مسیر سیل است، چون اگر سیل آمد انسان را با خودش میبرد. انسان از مار و عقرب میترسد، برای اینکه تا از خودش غافل بشود یک وقت میبیند مار یا عقرب آمد او را گزید. انسان از ظالم میترسد، چون ممکن است در خانه خودش راحت خوابیده باشد، یکدفعه ظالم بیاید مال و جانش را در خطر بیندازد. ولی انسان از خدا که میترسد از چه چیز خدا میترسد؟ آیا خدا یک موجود وحشتناک است العیاذ بالله؟ از خود خدا باید ترسید؟ خود خدا که ترسیدنی نیست، دوست داشتنی است. پس، از چه چیز خدا باید ترسید؟
ترس از خدا را در روایات و دعاها برای ما معنی کردهاند: یا مَنْ لایخافُ اِلّا عَدْلُهُ وَ لا یرْجی اِلّا فَضْلُهُ[١] . ای کسی که از او نمیترسند جز از عدل او، یعنی مقام عادل بودنش، صفت عادل بودنش. پس شما اگر بترسید، از ظالم یک جور میترسید، از قانون عادلهای اگر حکمفرما باشد جور دیگری. حال ترس از عدالت به چه بر میگردد؟ عدالت که بیجهت انسان را نمیگیرد. اگر انسان خطا کند عدالت انسان را میگیرد، اگر خطا نکند که عدالت به او کار ندارد. پس انسان از گناه و خطای خودش میترسد و در واقع از خودش میترسد. پس ترس از خدا به ترس از خود انسان برمیگردد. این است که در خوف و رجا، اگر شما رجاها را تحلیل کنید، در نهایت امر مرکز رجا خداست. مؤمن همیشه میان خوف و رجاست. رجاها در نهایت امر به خدا برمیگردد. اگر بنده فکر کند که من رجایم در نهایت امر به عمل خودم است اشتباه کرده؛ رجا آخرش به خدا برمیگردد. خوف در نهایت امر به خود انسان برمیگردد . پس انسان دو نظر میکند: آن وقتی که به او نگاه میکند، امید و امیدواری و رجایش زیاد میشود، وقتی به خودش نگاه میکند ترس و وحشتش زیاد میشود، چون میترسد که خطا کند و مقام عدل الهی او را بگیرد. این است که در دعای ابوحمزه، حضرت میفرماید: اِذا رَأیتُ مَوْلای ذُنوبی فَزِعْتُ وَ اِذا رَأیتُ کرَمَک طَمِعْتُ[٢] . به خودم و گناهان خودم که نگاه میکنم مرا فزع و ترس فرا میگیرد، و به تو و کرم تو که نگاه میکنم طمع و رجای من پیدا میشود.
پس ترس از خدا در واقع ترس از مقام خداست، کدام مقام خدا؟ مقام عدل الهی. به این جهت میفرماید: وَ اَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ. آن کس که بداند خدای عادل وجود دارد که او به عدل رفتار میکند، پس امکان ندارد که انسان هر ظلمی، هر تجاوزی، هر پا روی حق گذاشتنی، هر مال مردم خوردنی، هر زور گفتنی که کرد هیچ اتفاقی نیفتد؛ بلکه مقام عدل او سر جای خودش هست. امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فرمود: وَلَئِنْ اَمْهَلَ اللهُ الظّالِمَ فَلَنْ یفوتَ اَخْذُهُ. خدا اگر به ظالم مهلت
[١] . مفاتیح الجنان، دعای جوشن كبیر، با تقدم و تأخر.
[٢] .همان، دعای ابوحمزه ثمالی.