مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٦٥
یکدیگر نوشته میشده. علت اختلاف این است که بعضی از نسخه نویسها که از رو نوشتهاند، یا سبعین را تسعین خواندهاند یا تسعین را سبعین خواندهاند. ولی در اواخر، بعضی از محققینِ علما از روی قرائنی به دست آوردهاند که اصل، تسعین بوده و اشتباهی که رخ داده است این بوده که آن نسخه نویسها یا نسخهخوانها ٩٥ را ٧٥ خواندهاند. و لهذا تقریبآ در نیم قرن اخیر علما بیشتر ٩٥ روز را ملاک قرار داده و سوم جمادی الثانیة را روز وفات حضرت صدّیقه طاهره سلاماللهعلیها میشمارند. پیغمبر اکرم به اتفاق شیعه و سنی این جمله را درباره حضرت زهرا مکرر فرموده است : فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّی، مَنْ آذاها فَقَدْ آذانی[١] .
نه تنها مسلمانان، بلکه غیر مسلمانها هم پیغمبر اکرم را لااقل به حکیم بودن قبول دارند. آنها هم که او را پیغمبر نمیدانند ولی در مقام عقل و حکمت مردی میدانند مافوق اینکه حرفی را بر اساس احساساتِ فقط گفته باشد. ما که به پیغمبری او معتقد هستیم، چه شیعه و چه سنی، میدانیم پیغمبر هیچ حرفی را نمیزند مگر روی معیارها و مقیاسهای اسلامی و برای هدفهای اسلامی. آنها هم که او را پیغمبر نمیدانند، به این امر اعتقاد دارند که او مرد حکیمی بود، فقط به دینی که آورده بود میاندیشید و آدمی نبود که روی احساسات خودش حرفی بزند. این همه اظهاراتی که پیغمبر اکرم درباره زهرای مرضیه کرده است از یک نوع عنایت حکیمانه حکایت میکند، یعنی صرف احساس پدری و فرزندی نیست که احساسات پدری و فرزندی چنین سخنانی را اقتضا کرده است و چون خودش حضرت زهرا را دوست میداشته، فقط به ملاک اینکه پدری فرزند خودش را دوست داشته، این جملهها را میگفته است. چنین چیزی امکان ندارد. بلکه اینها به منزله درسی بوده که به امت میداده است، از باب این که صلاح امت اسلام را در همین میدیده است. آن احترامات خارقالعادهای که پیغمبر از دخترش زهرا میکرد، عجیب و حیرتآور است. آیا کسی باور میکند که در دنیای عرب که تا چند سال پیش مردم از وجود دختر ننگ داشتند و دخترها را زنده به گور میکردند حالا یکمرتبه پیغمبر رسیده به حدی که دست دخترش را میبوسد، زهرا را میبوید و میگوید: من بوی بهشت از این دختر میشنوم، اِنْسِیةٌ حَوْراءُ بشری است ملکوتی.
اینها نشان میدهد که همان گونه که علی (ع) الگوی مرد اسلام و مرد نمونه اسلام بود زهرا سلامالله علیها زن نمونه اسلام بود. البته پیغمبر این دختر را بسیار دوست داشت، ولی اولا آن دوست داشتن، صرف یک احساس بیمنطق پدر نسبت به فرزند نیست. برای پیغمبران چنین احساساتی هرگز نیست، احساساتشان هم مبتنی بر توحید، خداپرستی، خداشناسی و
[١] . جمله «وَ مَنْ اَرْضیها فَقَدْ اَرْضانی» یا «یرْضینی ما یرْضیها» هم هست.