مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٣٥
٣. آیات سوره صافّات
آیه دیگر در اواخر سوره مبارکه وَالصّافّات است. سوره وَالصّافّات را هم همه نوشتهاند که مکیه است، از سورههایی است که در مکه نازل شده. در آخر این سوره آیات عجیبی است: وَلَقَدْ سَبَقَتْ کلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْـمُرْسَلینَ. سخن ما درباره بندگان فرستاده ما گذشته است. یعنی چه سخن ما گذشته است؟ یعنی این قضا و قدرِ حتمی است و وعده حتمی ماست در ازل، که چه؟ اِنَّهُمْ لَهُمُ الْـمَنْصورونَ که پیروزی از آنِ این بندگان ماست. وَ اِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبونَ غلبه و پیروزی نهایی از آنِ جندالله و اهل ایمان است. این همان ریشه مطلبی است که این جهانبینی را به یک مسلمان میدهد که آینده جهان به دست اهل ایمان است، آینده جهان آینده دین و مذهب است، آینده حکومت حق است. البته، هم از نظر کلی هم از نظر جزئی؛ یعنی ضمنآ اشاره به وضع پیغمبر در زمان خودش هم هست.
بعد به پیغمبر چنین خطاب میکند: فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّی حینٍ فعلا از اینها رو بگردان تا یک وقت کمی، یعنی چه؟ میخواهد بگوید: ای پیغمبر! تو و مؤمنین به حکم اصلی که خدا فرموده است که در هر مبارزهای که اهل ایمان از روی کمال ایمان و خلوص ایمان با بیایمانها میجنگند و مبارزه میکنند پیروز خواهند شد، تو و اصحاب تو پیروز خواهید بود. فقط کمی صبر میخواهد. فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّی حینٍ فعلا از اینها رو بگردان ـ یعنی فعلا کاری به کارشان نداشته باش ـ تا یک مدت کمی. (حَتّی حینٍ یعنی تا وقتی.) وَ اَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ یبْصِرونَ[١] آنوقت برو آنها را ببین، آنها هم خواهند دید که وضع چیست. در مکه دارد این حرف را میزند.
پس اینکه در مکه اذن جهاد داده نشده بود یک مطلب است و راست است، ]و اینکه سخن جهاد مطرح نبود مطلب دیگری است.[
دستور صریح امامت و خلافت امیرالمؤمنین یعنی دستور نصب او در آیه قرآن دو ماه قبل از وفات پیغمبر رسید. آیات دیگر مثل آیه اِنَّما وَلِیکمُ اللهُ[٢] که مسئله صلاحیت منحصر به فرد امیرالمؤمنین را بیان میکند قبلش نازل شده بود ولی آیهای که به پیغمبر دستور رسید که او را رسمآ تعیین و نصب کن و به مردم اعلام کن، در سوره مائده و بعد از حجةالوداع بود که در حدود دو ماه به وفات پیغمبر مانده بود. دستورهای قرآن البته همین طور است، هر دستوری در یک موقعی که مناسبترین موقعش بود به مردم اعلام شد.
پس اینکه اذن جهاد به مردم در مدینه داده شده بود شک ندارد و باید هم همینطور میشد.
[١] . صافّات / ١٧١ ـ ١٧٥.
[٢] . مائده / ٥٥ .