مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٩٥
قرآن سند و حجت است و از کتابهای بسیار معتبر دنیای اسلام در فن خودش است، ریشه این لغت را اینچنین به دست میدهد: بَرّ یک معنایش صحراست، در مقابل بحر. سعدی میگوید :
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار که برّ و بحر فراخ است و آدمی بسیار
به صحرا به اعتبار وسعتش بَرّ میگویند. به انسانها به اعتبار توسّع یا وسعت ]روح بَرّ میگویند.[ نیکان مثل یک صحرا بزرگ و وسیعاند، یک روح بزرگ و وسیع. اَلَمْنَشْرَحْ لَک صَدْرَک. وَ وَضَعْنا عَنْک وِزْرَک[١] . سخن از شرح صدر است. در واقع کأنه میفرماید: این وجودهای خیلی وسیع و بزرگ، کسانی که دارای یک سعه وجودی هستند. فضایل اخلاقی همه نماینده بزرگی روح است و رذایل اخلاقی همه نماینده حقارت روحی و کوچکی روح.
اِنَّ الاَْبْرارَ این ابرار، این بَرّها، این نیکمردان، این نیکانسانها یشْرَبونَ مِنْ کأْسٍ کانَ مِزاجُها کافورآ. هیچ صحبت قیامت در این آیات نیامده که در قیامت است یا در دنیا. ظاهر آیه این است که در عین اینکه قیامت را میگوید دنیا را میگوید، یعنی میگوید در دنیا چنیناند که آخرتشان ظهور همین دنیاست، حالا از قرینه عرض میکنم. این نیکان میآشامند (نمیگوید در قیامت) مِنْ کأْسٍ از جامی که کانَ مِزاجُها کافورآ. مزاج یعنی چاشنی، آنچه که در چیزی مخلوط کردهاند، مثل اینکه در یک شربت گلاب بریزند. از جامی مینوشند که در آن مزاجی و در واقع مزیجی، خلیطی، چاشنیای از کافور هست. کافور چیست؟ خود آیه تفسیر میکند. این کافور عَینآ یک چشمه است نه کافور مصطلح. اگر به آن چشمه هم کافور میگویند به اعتبار این است که خود کافور ضربالمثل دو چیز است، یکی برودت که در امور معنوی میگویند: «بَرد یقین در قلب پیدا شد» و دیگر بو، و اینکه آن را با میت دفن میکنند برای این است که با بوی میت معارضه کرده باشند. جام اینها مخلوطی دارد از کافور. کافور چیست؟ خود آیه معنی میکند: عَینآ این کافور یک چشمه است، یعنی نام یک چشمه است؛ عَینآ یشْرَبُ بِها عِبادُ اللهِ چشمهای است که بندگان خدا از آن چشمه یا به وسیله آن چشمه مینوشند. عِبادُ الله یعنی کسانی که خدا را عبودیت کردهاند. یفَجِّرونَها تَفْجیرآ. این خیلی عجیب است: چشمهای که اینها این چشمه را تفجیر میکنند یعنی میشکافند و باز میکنند. یک وقت چشمهای است جاری، آدم از آن چشمه آب برمیدارد. ولی چنین نیست؛ چشمهای هست که خود اینها این چشمه را باز میکنند باز کردنی. چشمهای وجود دارد که آن چشمه را خود این بندگان خدا ـیعنی از طریق و راه عبودیت ـ میشکافند، باز میکنند باز کردنی. اینکه میگوید «باز میکنند» تشبیه به این جهت است که در قناتها بالخصوص و در چشمهها وقتی که میخواهند آب را جاری کنند ابتدا یک مقداری که میروند هنوز به آب نرسیدهاند (این مقدار
[١] . انشراح / ١ و ٢.