مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٩٤
زنجیر بودن و در غل واقع شدن واقعی انسان است. در نهجالبلاغه میفرماید: اَلدُّنْیا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ وَ النّاسُ فیها رَجُلانِ: رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَاَوْبَقَها وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُ فَاَعْتَقَها[١] . خلاصه مضمون این است که خداوند دنیا را به منزله یک بازار آفریده است. در این بازار دنیا مردم دو گروهند: بعضی خودشان را در این بازار میفروشند و تباه میکنند، و بعضی خودشان را در این بازار میخرند و آزاد میکنند. یعنی یک گروهِ مردم میآیند در این دنیا گویی خدا اینها را آورده است برای اینکه در تمام عمر اسیر شهوات و حیوانیت خودشان باشند، اسیر پول باشند، اسیر زن باشند، اسیر فرزند باشند، اسیر لباس باشند، اسیر اتومبیل باشند، اسیر فرش باشند. در حالی میمیرند که اسیر هزارها چیز هستند، برده هزار چیزند. و گروه دیگر به حکم آنکه بنده خدا هستند از همه چیز آزادند، و بندگی او بر آزادی انسان میافزاید نه اینکه انسان را در بند میکند، و چه شعر خوبی میگوید حافظ :
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد که بستگان کمند تو رستگارانند
تو تنها کسی هستی که هر کس بسته به کمند تو باشد رستگار و رهاست. تمام رهاییها در بستگی به تو خلاصه میشود.
حالا که این مطلب را دانستیم که از این دو گروه آنها که شاکرند، به حقیقت به آزادی خودشان باقی هستند و آنها که کفورند خودشان را در این دنیا اسیر هزار زنجیر و هزار غل میکنند، و با توجه به اینکه آنچه در آن دنیا ظهور میکند تجسم اعمال و ملکاتی است که در این دنیا انسان دارد، آدم میفهمد که «ما آماده کردهایم» (اَعْتَدْنا) یعنی چه. این آماده کردن، همان اعمال انسانهاست که تجسم یافتهاند. ما برای اینها که خود را اسیر کردهاند آماده کردهایم زنجیرها و غلها. این زنجیرها و غلها مظهر و ظهور همان بندگیهای کثیفی است که انسان در دنیا دارد، و «سعیر» آتشهایی است که از درون، اینها را ملتهب میکند.
سرنوشت ابرار
اما نقطه مقابل: اِنَّ الاَْبْرارَ. اینجا معلوم است که ابرار را به اعتبار همان شاکرها]ذکر میکند.[ شاکرها اینجا تحت عنوان ابرار بیان شدهاند. در قرآن نام «ابرار» زیاد آمده است. ابرار جمع «بَرّ» است. بَرّ یکی از اسماء خداست که هم به خدا اطلاق میشود (اِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحیمُ)[٢] و هم به انسان :
انسان بَرّ که جمعش ابرار میشود. در مفردات راغب اصفهانی که کتابش در معنی کردن لغتهای
[١] . نهجالبلاغه، حكمت ١٣٣.
[٢] . طور / ٢٨.