مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٩
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٧٩
در همان سالهای اول که آیه نازل شد: «وَ اَنْذِرْ عَشیرَتَک الاَْقْرَبینَ»[١] (هشدار بده به خویشاوندان نزدیکت) پیغمبر به علی که در خانه پیغمبر زندگی میکرد و بچه دوازده سالهای بود فرمود: «آبگوشتی ترتیب بده و بنیهاشم را دعوت کن». علی میگوید: من همین کار را کردم و چهل نفر یا یکی کمتر از بنیهاشم از عموها و پسر عموها و داییها و... به عنوان یک دعوت و مهمانی آمدند. بعد حضرت همین مسائل را با اینها طرح کرد و فرمود: «من رسول خدا هستم و دین من هم غلبه پیدا خواهد کرد. شما اگر به این دین گرایش پیدا کنید سیادت پیدا خواهید کرد و...». اینها اصلا خجالت کشیدند جواب بدهند. گفتند: «این چه میگوید؟!». ابولهب که آدم جسوری بود رو کرد به ابوطالب و با حالت تمسخر گفت: «بسیار خوب، پس تو بعد از این بیا و تابع پسر برادرت باش! چه میگویی؟!».
یکی از علتهایی که اینها میگفتند: «اِنَّهُ لَـمَجْنونٌ»[٢] (این، دیوانه شده!) این بود که ادعا خیلی بزرگ بود. ادعا آنقدر بزرگ بود که هر کس میشنید میگفت: «این شخص دیوانه شده که چنین حرفی میزند! چه میگوید؟!».
اکابر قریش تاجر پیشه بودند و مدتی بود که یک کار تجارتی بندری میکردند؛ یعنی مکه یک شهر بندری شده بود و اینها زمستانها میرفتند به جنوب (یعنی یمن) مالالتجارههایی را که از هند میآمد میخریدند بعد میآمدند در منطقه شام و سوریه میفروختند، و تابستانها میآمدند در سوریه جنس میخریدند و بعد ]در یمن[ رد میکردند و از این جهت ثروتمند شدند. قرآن اسم این را میگذارد «رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّیفِ»[٣] یعنی کوچ کردن تابستانی و زمستانی برای تجارت؛ تجارتهای تابستانی و تجارتهای زمستانی. اینهایی که مسافرت رفته بودند مردمان خیلی واردی بودند[٤] . آنها افرادی بودند که ایران و روم را که در آنوقت بزرگترین کشورهای دنیا بودند از نزدیک کاملا میشناختند و از قدرت و عظمت و ثروت و اقتصاد و همه جهاتی که در این کشورها بود کاملا آگاه بودند. برای چنین افرادی مسخره بود که شخصی بیاید و در ده مکه در آن دره، این حرفها را بزند. این بود که میگفتند: این شخص جز اینکه بگوییم دیوانه شده، حرف دیگری ]درباره او نمیتوان زد.[
ولی قرآن از همان روز اول ضرورت این پیروزی را عنوان کرده؛ میگوید: اگر شما ]کافران[
[١] . شعراء / ٢١٤.
[٢] . قلم / ٥١ .
[٣] . لاِیلافِ قُرَیشٍ. ایلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّیفِ. (قریش / ١ و٢)
[٤] . نظیـر اروپا رفتهها و آمریكا رفتههای امروز ما كه ژاپن و چین را هم رفتهاند و حسابهای دنیا دستشان است.اینها وقتی میروند آن كشورهای بزرگ را میبینند دیگر ایران در نظرشان به حساب نمیآید.