مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٨
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٧٨
زُلْفی[١] . و لهذا در بسیاری آیات قرآن آمده که: وَ لَئِنْ سَألْـتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ لَیقولُنَّ اللهُ[٢] اگر از اینها بپرسی «خالق آسمان و زمین کیست؟» میگویند: الله.
این است که قرآن اینجا میگوید: اَ لَمْ یعْلَمْ بِاَنَّ اللهَ یری. واقعا این نمیداند که خدای متعال، عالم به کارهای اوست؟ یعنی خودش میداند که این کارها را از روی طغیان و حسادت و صفات رذیلهاش میکند نه از روی یک عقیده واقعی.
ایمان پیامبر به موفقیت و پیروزی خود
کلّا لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ لَنَسْفَعآ بِالنّاصِیةِ. ناصِیةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ. فَلْیدْعُ نادِیهُ. سَنَدْعُ الزَّبانِیةَ[٣] . این آیات میخواهد بگوید که کار از این حرفها گذشته و اراده الهی تعلق گرفته به این که دین خدا و دین توحید، شرک را در هم نوردد و از بین ببرد. این ـ به اصطلاح امروز ـ جبر تاریخ و ضرورت تاریخ است. (البته من از این تعبیر در اینجا خیلی خوشم نمیآید، چون یک مفهوم خاصی دارد.) اینها یا باید تسلیم بشوند یا در هم کوبیده و خرد و دورریخته خواهند شد.
کلّا از این مقوله مگو، مقوله دیگر: لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ. این خیلی عجیب است. از جمله نکاتی که در قرآن مجید باید خیلی به آن توجه کرد این است که[٤] پیغمبر اکرم از روز اول با ایمان کامل به موفقیت و پیروزی خودش مبعوث شد. چنین ایمانی از نظر شرایط ظاهری زمان آنقدر غیر منطقی بود که معمولا در این طور جاها میگویند: «دیوانه شده که این حرفها را میزند! چه میگوید؟! مثل اینکه حساب دستش نیست!». مردی یتیم و در شهر خودش ـ و در واقع در قریه و قصبه خودش[٥] ـ از نظر ظاهری بیحیثیت (حیثیت به پول و عشیره بود و پیغمبر اینها را نداشت، فقیر و یتیم بود) که فکرش هم با دیگران نمیخواند و همان قوم و خویشهای نزدیکش هم با او مخالف بودند، ناگهان پیدا شده و دعوتی و قرآنی را آورده که از اول، حرفش این است که ما میخواهیم دنیا را بگیریم و بر دنیا پیروز شویم. ما هم اگر در آن وقت بودیم چه میگفتیم؟ یا سکوت میکردیم یا ـ العیاذ بالله ـ نظیر آن حرفها را میگفتیم که «این شخص چه میگوید؟! مثل اینکه از دنیا خبر ندارد!».
[١] . زمر / ٣.
[٢] . لقمان / ٢٥، زمر / ٣٨.
[٣] . علق / ١٥ ـ ١٧.
[٤] . این مطلب را بسیاری از فرنگیها هم قبول كردهاند، بر خلاف تبلیغی كه برخی دیگر از آنها و بعضی ازمتجددین ما میكنند.
[٥] . مكه الان شهر است ولی در آن زمان یك ده بوده؛ البته نسبت به آن چادرها یك شهر بوده ولی چگونهشهری؟! مثل قریه و قصبه بوده.