مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٥
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٦٥
(لااقل به صورت احتمال) قرآن که اینجا فرموده «علق» مقصود همان زالو باشد، یعنی آن حیوان ذرهبینی زالوشکل.
حالا چون سخن از ربّ بود و پیغمبر هم میخواهد مظهر ربوبیت خدا بشود و بشر را تربیت کند و مکتب تربیتی و تکمیلی آورده است، در همان اول از نظام تکمیلی و نظام تربیتی و تکاملی عالم سخن میگوید: ببین خدای آفریننده، انسان این گل سرسبد آفرینش را از چه نقصی به این حد کمال رسانده است!
اِقْرَأْ وَ رَبُّک الاَْکرَمُ. اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. بار دیگر میفرماید «بخوان!» و باز سخن از ربّ به میان میآید. بخوان! بگیر وحی را! بگیر این وسیله تربیت و تکمیل را! و پروردگارِ اکرم توست که قلم به دست گرفتن و نوشتن را تعلیم کرد.
معنی «أکرَم»
کلمه «اَکرَمْ» اسم تفضیل «کریم» است. کریم یعنی بزرگوار، بخشنده. انسان که صاحب چیزی است، برای استفاده کردن از آن است، ولی خدا که صاحب اشیاء است، برای به کمال رساندن اشیاء است. آنچه از ناحیه حق میرسد کرم و جود و بخشندگی است، معاوضه و مبادله نیست. خدا به کرم خودش موجودات را میآفریند و خلق میکند و به کرم بالاترش و به اکرمیت خودش موجودات را تکمیل میکند و از نقص به کمال میرساند.
امتیاز انسان از موجودات دیگر
خدا به انسان استعدادی داده است که همه امتیازهای انسان از موجودهای دیگر در این استعداد انسان نهفته است و احسن تقویمی[١] انسان منشأ این استعداد شده است و آن، استعداد عالم شدن و شناختن است. حیوان و انسان نسبت به اشیاء شناخت دارند، ولی شناخت حیوان یک شناخت حسی بیشتر نیست. همان صورت اشیاء را میشناسد. حیوان هم بچه خودش را میشناسد و میان بچه خودش و بچه دیگر فرق میگذارد؛ لانه و آشیانه و آغل خودش را میشناسد، دانه و علف خودش را میشناسد و خیلی چیزها را به صورت غریزه میشناسد. غریزه با علم فرق میکند. غریزه نوعی القاء مجهول درونی است. میتوان اسمش را «الهام» گذاشت، که راهی هم غیر از توجیه الهامی ندارد. ولی به هر حال اکتسابی نیست؛ یعنی غریزه به حیوان داده شده و یک قدم هم
[١] . [یعنی در احسن تقویم و بهترین بودن خلقت انسان؛ اشاره به آیه: لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ فی اَحْسَنِ تَقْویمٍ(تین / ٤).]