مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٢
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٦٢
عالم هم به یک اعتبار کتاب است، به منزله یک کتاب است؛ یعنی خطوط و کلماتی است که دلالت بر معانیای میکند. قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِدادآ لِکلِماتِ رَبّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ اَنْ تَنْفَدَ کلِماتُ رَبّی[١] بگو اگر تمام دریاها مرکب باشد برای نوشتن کلمات پروردگار من، این دریاها از مرکب، تمام میشود و کلمات پروردگار من تمام نمیشود. آیا این کلمات یعنی الفاظ و صوتهایی که خدا به وسیله پیغمبران گفته؟ آنها که چهارتا کتاب بیشتر نیست. همه مخلوقات خدا کلمات خداست.
به نزد آن که جانش در تجلّاست همه عالم کتاب حق تعالی است
حقیقت قرآن به صورت یک کتاب آسمانی و عِلوی و ملکوتی برای ما مخفی است، چون ما موجودات ملکوتی نیستیم. پیغمبر که به او میگویند «قرائت کن!»، آن کتاب ملکوتی را قرائت میکند. این که میگوید «من دیدم که روی قلبم خطوطی نوشته شده بود» معنایش این نیست که روی همین قلب گوشتی من خطوطی نوشته بود[٢] ، بلکه قلبش اتصال پیدا کرده بوده به آن کتب عِلوی آسمانی. وقتی که قلبش اتصال پیدا کرد به حقیقت آسمانی قرآن که کتاب بود (لوح محفوظ)، آن را میخوانْد. پس «اِقْرَأْ» یعنی قرآن را، حقیقت این کتاب آسمانی را که در آنجا میبینی، بخوان. آنوقت آنچه که پیغمبر در آنجا میخواندْ، یعنی با قلب خودش تلقی میکرد، به صورت این الفاظ دنیایی در قلب پیغمبر نزول پیدا میکرد.
توحید قرآن
دأب توحید قرآن و توحید اسلام و اصلا حقیقت توحید این است: همه چیز از خدا و به سوی خدا؛ و معنی توحید از نظر عالَم این است: همه عالم ماهیت از اویی و به سوی اویی دارد. مِنْک وَ بِک وَ لَک وَ اِلَیک[٣] همه چیز از تو و به تو ]و برای تو [و به سوی تو.
این است که شروع کارها با نام خدا و پایان کارها با حمد خداست. شروع کن به نام خدا، پایان بده با سپاس خدا. وَ آخِرُ دَعْویهُمْ اَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ[٤] . همانطور که در کارهای معمولی به ما دستور میدهند «با نام خدا آغاز کن»: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ با نام خدا حمد پروردگار، به پیغمبر هم که میگویند «اِقْرَأْ» (یعنی بگیر و تلقی کن وحی را) میگویند با نام پروردگارت بگیر، با نام پروردگارت وحی را تلقی کن. این «بِاسْمِ رَبِّک» همان «بسم الله
[١] . كهف / ١٠٩.
[٢] . در این صورت اگر روی كاغذ را نمیتوانست بخواند روی قلبش را هم نمیتوانست بخواند.
[٣] . بحارالانوار ج ٨١ / ص ٢٠٦.
[٤] . یونس / ١٠.