مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦١
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٦١
آیا شرط صدق «قرائت» تقدس است؟
سؤال دوم: آیا شرط قرائت، تقدس است؟ یعنی قرائت، خواندن یک متن تنظیم شده مقدس را میگویند، یا لازم نیست که آن متن متن مقدسی باشد؟ یعنی آیا تعبیر قرائت را فقط در جایی میگویند که برای آن متن قداستی قائلاند؟ مثلا یک وقت من دعای صحیفه یا خطبه نهجالبلاغه یا قرآن یا فتوای یک عالم بزرگوار را میخوانم؛ اینجا میگویند «قرائت کرد»، ولی آیا ]در مورد خواندن[ نوشتههایی که هیچ احترامی ندارند نیز قرائت میگویند؟
ظاهر این است که در مفهوم قرائت، قداست نخوابیده و در متنهایی که برای آنها احترام قائل نباشند نیز قرائت میگویند. مثلا چنین نیست که اگر کسی نامه یک آدم غیر محترمی را در جایی بخواند و بگوید «نامه فلان کس را قرائت میکنم» به او بگویند «این چه ارزشی دارد که کلمه قرائت را به کار میبری؟!». بله در کلمه «تلاوت» مفهوم قُدس خوابیده و آن را در هر جایی به کار نمیبرند؛ یعنی یک متن مقدس را میگویند «تلاوت کرد» و در مورد یک متن غیر مقدس کلمه تلاوت نمیگویند.
مفهوم «اِقْرَأْ» در آیه
فرشته وحی به رسول اکرم میفرماید: اِقْرَأْ (قرائت کن!). گفتیم شرط قرائت این است که متنی قبلا به صورت کتاب و نوشته درآمده باشد. پس معنی «اِقْرَأْ» این است که این کتاب را قرائت کن! یعنی اینهایی که بر تو وحی میشود، در مرتبه قبل از آنکه به تو ابلاغ شود، به صورت یک کتاب در نزد خدا هست؛ این کتابی را که مؤلف و راقم و نویسندهاش خداست، قرائت کن.
بگذریم از کسانی که اصلا به وحی اعتقاد ندارند و منکر وحیاند و اساسا قرآن را فکر خود پیغمبر میدانند، عده دیگری این طور فکر میکنند که پیغمبر اکرم حقایقی را که به صورت کتاب نبوده دریافته و بعد خودش آنها را به صورت کتاب درآورده است و خیال هم نمیکنند که این حرفشان با قرآن مخالف است. همین کلمه «اِقْرَأْ» حرف آنها را رد میکند[١] . به پیغمبر میگوید «اِقْرَأْ» (بخوان!). این معنایش این است که قرآن به عنوان یک کتاب ]نزد خدا موجود است.[
«کتاب» در اصطلاح قرآن
البته وقتی میگویم «کتاب» (نوشته)، معنی اعم و بزرگی دارد؛ معنایش این نیست که حتما باید کاغذ و قلم و خطی از خطوط بشری باشد، بلکه کتاب در اصطلاح قرآن معنی اعمی دارد. همه
[١] . نمیخواهیم بگوییم تنها از اینجا استنباط میكنیم.