مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٨٢
فَقالَ لَهُمْ رَسولُ اللهِ ناقَةَ اللهِ وَ سُقْیها پیامبر خدا در آن وقت، به مردم گفت: ای مردم! این یک وسیله آزمایش است، کاری به خودش و آب خوردنش نداشته باشید.
فَکذَّبوهُ فَعَقَروها آن پیغمبر را تکذیب کردند، حال یا با همان طغوای خودشان یا به طور لفظی هم. قرآن در اینجا میفرماید: «اینها آن شتر را پی کردند» و نمیفرماید: «آن فرد آن شتر را پی کرد». فَدَمْدَمَ عَلَیهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّیها. وَ لا یخافُ عُقْبیها. خدای متعال بر آنها یورش برد و عذاب الهی به موجب گناهشان بر آنها وارد شد و کارشان را یکسره کرد. خدا انسان نیست که وقتی خشم بر انسانهای دیگر میگیرد ته دلش نگران باشد که عاقبت کار چه میشود. اینجا خداست که خشم میگیرد و تمام عاقبتها هم دست خود اوست.
روایتی از امیرالمؤمنین
در اینجا به مناسبت همین آیه جملهای از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل کنم و بعد توضیحی بدهم. ایشان در یکی از خطبههای نهجالبلاغه میفرمایند :
أیهَا النّاسُ! إنَّما یجْمَعُ النّاسَ الرِّضا وَ السُّخْطُ، وَ إنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللهُ بِالْعَذابِ لَمّا عَمّوهُ بِالرِّضا فَقالَ سُبْحانَهُ: فَعَقَروها فَأصْبَحوا نادِمینَ[١] .
ایها الناس! مردم آن وقتی که فکر و اندیشه و گرایش و اراده و خواستشان یکی باشد یک واحد شمرده میشوند. خشنودی و خواستنِ یک چیز و ناخشنودی و نخواستنِ یک چیز است که مردم را به صورت یک واحد در میآورد. آنوقت اگر مردمی از نظر خواست و اراده و خشنودی همه یک جور فکر کنند و یک اندیشه داشته باشند، بعد آن اندیشه را یک نفر به مرحله عمل دربیاورد، ]در واقع[ آن یک نفر نکرده، بلکه همه کردهاند؛ چون آن یک نفر نماینده اراده عموم است و خواست عموم را به مرحله عمل درآورده. حال اگر آن کار خوب باشد همه مردم آن کار خوب را انجام دادهاند و اگر آن کار بد باشد باز همه مردم آن کار بد را انجام دادهاند.
پس حضرت میخواهد بفرماید: گاهی اراده فرد اراده فرد نیست، بلکه مظهر اراده جمع است. وقتی یک کار بدی را همه مردم میخواهند انجام شود و همه با یکدیگر همفکر و همرأی هستند، بعد یکی از افراد آن کار را مرتکب میشود، آیا اینجا مجرم همان یک نفر است یا همه مجرماند؟ همه مجرم هستند؛ چون اینجا به اصطلاح امروز اراده جمعی و روح جمعی است که این کار را
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ١٩٩.