مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٩٨
معنای زاینده میگوییم ولی به پدر همان لفظ «پدر» را میگوییم و لفظی نداریم که به پدر بگوییم زاینده. اما در عربی به پدر میگویند والد، یعنی زاینده فرزند، به مادر میگویند والده، یعنی زاینده، چون زایش از هر دو است. اصلا معنای زایش این است که یک چیزی از درون چیز دیگر بجوشد و از او جدا شود و بیرون بیاید. مثل اینکه میگوییم آب از زمین زایش میکند، یعنی در درون زمین و در لابلای اعماق زمین هست، بعد بیرون میآید. نطفه ابتدا از وجود پدر زایش میکند و میرود در رحم مادر، بعد از رحم مادر باز زایش میکند، متولد میشود و بیرون میآید؛ پس هم پدر زاینده است هم مادر.
خدای متعال لَمْ یلِد است، نه پدر است و نه مادر برای هیچ موجودی و هیچ مخلوقی. آنهایی که یک مخلوقی را فرزند خدا میدانند، از تنزیه بدورند. خدا خالق موجودات است نه والد موجودات؛ یعنی خداوند با اراده خودش موجودات را ایجاد میکند نه اینکه از وجود خودش چیزی را بیرون میتراواند. اگر خدا از وجود خودش چیزی را بیرون میتراوانْد و چنین چیزی معنی میداشت، خداوند والد موجودات بود ولی این جور نیست[١] . اگر ما نسبت پدری به خدا بدهیم خدا را تسبیح نکردهایم. زاییدن به هر معنایی، از مختصات اجسام و موجوداتی است که این محدودیت جسمانیت را دارند. «وَ لَمْ یولَدْ» زاییده شدن هم همین طور است. هم زاینده باید جسم و محدود باشد هم زاییده شده. خدا نه زاینده است، پس پدر نیست، و نه زاییده شده است، پس فرزند نیست. پس آنهایی که اَب و ابن میگویند و همه را هم یک چیز حساب میکنند، خدای پدر، خدای فرزند؛ ]باید به آنها گفت [خدا نه پدر است و نه فرزند. غرض اینکه اینها را ما تنزیه میگوییم. نسبت عجز دادن ضد تنزیه است. همین طور ظلم و جهل. اینها همه از نقص و نیستی است.
معنی آیه
حال، اینجا فرمود: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الاَْعْلی، نفرمود: سَبِّحْ رَبَّک الاَْعْلی. اگر این طور میفرمود معنای دیگری داشت، مثل «سُبْحانَ رَبِّک رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یصِفونَ»[٢] و «سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ» و
«سُبْحانَ رَبِّی الاَْعْلی وَ بِحَمْدِهِ» بود. ولی اینجا فرموده است: سَبِّحْ «اِسْمَ» رَبِّک الاَْعْلی اسم پروردگار خودت را تسبیح و تنزیه کن. اینجا «اسم» را چه به معنی لفظ بگیریم (همین الفاظی که درباره خدا به کار میبریم، لفظ الله، رحمن، رحیم) و چه به معنای حقیقت اینها بگیریم که صفات پروردگار
[١] . ان شاء الله در تفسیر سوره قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ، اگر عمری باقی بود، عرض میكنیم. یك روایت خیلی مفصل وجامعی از حضرت امام حسین ٧ هست، آنجا میخوانیم.
[٢] . صافّات / ١٨٠.