مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٨
امری را به یاد انسان میآورد یعنی انسان را از یک غفلتی خارج میکند. مثلا اگر ما تسبیحات حضرت زهرا(س) را ذکر مینامیم نه به اعتبار این است که یک الفاظی (٣٤ بار الله اکبر، ٣٣ بار الحمدلله و ٣٣ بار سبحان الله) را به زبان خودمان میآوریم. مخصوصآ کلمه ذکر در اینجا به کار برده شده است که مفید این جهت باشد که به زبان آوردن این الفاظ به قلب انسان یک تنبه و توجه و یادآوری میدهد. ریشه لغوی ذکر همان یاد کردن و یادآوری و به یاد آوردن و امثال اینهاست. پس اگر ذکرِ لفظی را هم «ذکر» میگویند به اعتبار این است که توجه به معانی این الفاظ انسان را به یاد مطالبی میاندازد، یعنی به یاد چیزی میاندازد که به یاد او بودن کافی است برای اینکه انسان راه خودش را به دست آورد.
بعضی امور این گونهاند که انسان فقط در حال غفلت برخلاف آن رفتار میکند. اگر غفلت از آن نداشته باشد و به آن توجه داشته باشد امکان ندارد که برخلافش رفتار کند. حالا قرآن میفرماید که در آن دل شب، خدای خود را به یاد بیاور، پروردگار خود را به یاد بیاور، نام او را که سبب به یاد آمدن خود او هست بر زبان بیاور، وَ تَبَتَّلْ اِلَیهِ تَبْتیلا و در این حالت تبتّل کن به سوی او تبتّل کردنی.
معنی تبتّل
قبلا ترتیل داشتیم حالا تبتّل داریم. اینها با یکدیگر اشتباه نشود. ترتیل، ادبی بود در کیفیت ادای الفاظ، که وقتی قرآن میخوانید نه آنقدر تند و پشت سر یکدیگر بخوانید مثل اینکه از دهانه توپ گلوله پشت سر یکدیگر بیرون میآید، و نه بین کلمه تا کلمه آنقدر فاصله بدهید که جمله معنی خودش را از دست بدهد. در یک حالت حد وسط، به طوری که خاصیت القایی به ذهن شما داشته باشد. و اما تبتّل هیچ به کیفیت قرائت مربوط نیست، بلکه به این معنی است که حال شما در عبادت باید متضرعانه و ملتمسانه باشد، حالتتان باید حالت ابتهال باشد. فقط در مورد یک چیز است که هر اندازه انسان در آنجا اظهار تذلّل و کوچکی و فروتنی کند، برای او عزّت است. آن در حضور پروردگار و در نزد پروردگار و در وقتی است که خدای خود را میخوانیم.
فکر کردم که در این جلسه چند روایت از روایات مربوط به تهجّد یعنی بپاخاستن در شب را برای شما بخوانم (روایات در این زمینه خیلی زیاد است). از جمله روایاتی است که راجع به شخص پیغمبر اکرم است که خود ایشان چگونه عمل تهجد را بجا میآوردند. درباره ایشان نوشتهاند که این طور نبود که مقداری که باید بخوابند یکسره بخوابند و مقداری که باید بیدار باشند یکسره بیدار باشند. سرِ شب میخوابیدند، مقداری که از شب میگذشت حرکت میکردند، وضو میساختند، مسواک میکردند، فقط چهار رکعت از رکعات نماز شب را میخواندند، بعد دومرتبه