مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٤ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٢٤
عدل و توازن در خلقت انگشتان انسان
در خلقت انسان، انگشتان دست را در نظر بگیرید. انگشتی که کنارتر است و در برداشتن اشیاء نقش خاصی دارد، نسبت به دیگر انگشتانْ کوتاهتر ولی ستبرتر است و انگشتی که در آخر قرار دارد، نسبت به بقیه ظریفتر و کوچکتر است. مجموع این انگشتان، چه از نظر کوتاهی و بلندی و چه از نظر زیبایی و چه از نظر کاری که باید انجام دهند به گونهای خلق شده است که باید باشد[١] .
مثالی دیگر از عدل و توازن در خلقت انسان
مثال دیگر دندانهای انسان است. دندانهایی که در جلو دهان قرار گرفته کارشان بریدن و قطع کردن است و دندانهایی که در عقب قرار گرفته کارشان خرد کردن و نرم کردن است. قهرا حجم این دندانها به حسب کاری که باید انجام بدهند فرق میکند؛ دندانهای جلو (قواطع) باید ظریفتر و تیزتر باشد و مانند کارد ببُرد و دندانهای عقب (طواحن[٢] ) باید پهن باشد به طوری که بتواند غذا را خرد و نرم کند. حال اگر جای اینها عوض میشد به این صورت که دندانهای کرسی در جلو دهان قرار میگرفت و دندانهای قواطع در عقب، اولا کاری انجام نمیگرفت[٣] و ثانیا چقدر بدترکیب و بدگِل میشد.
این است که خدای متعال، هم به تسویه اشاره میکند و هم به عدل و توازن. (همانطور که گفتیم تسویه این است که هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد به گونهای که اعوجاج و کجی دیده نشود، و تعادل و توازن یعنی هر چیزی به اندازه خودش باشد.) میفرماید: ای انسان! اگر در این امور فکر کنی، میبینی که این خدای کریم توست که خلقت تو را به این شکل به وجود آورده.
فی اَی صورَةٍ ما شاءَ رکبَک. در هر صورتی که خودش بخواهد تو را ترکیب میکند و میسازد[٤] . یعنی اراده او مقهور امر دیگری نیست. البته اراده او بر طبق حکمت جریان پیدا میکند و کمال اراده در این است که بر طبق حکمت جریان پیدا کند، اما این که اراده، حکیمانه باشد یک مطلب است و این که اراده، محدود باشد و مقهور شیء دیگری باشد امر دیگری است.
[١] . معنی ندارد كه بگوییم: «چرا اینها برابر نیستند و مختلفاند؟! بهتر این بود كه مثل سربازها كه ردیفمیایستند، انگشتان هم ردیف، كنار هم قرار میگرفتند!» چون در این صورت دست انسان، هم بدگِل بود و همكاری از آن ساخته نبود.
[٢] . یعنی آسیاها.
[٣] . چون غذا اول باید بریده شود و بعد آسیاب شود. آسیاب شدن به حسب طبیعی [در مرتبه] دوم است.
[٤] . یعنی جمع و جور میكند.