مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٨٦
چه چیزهایی اهمیتی قائل نیست؟ و آنجا که اهمیت قائل است، تا چه حدی قائل است و آنجا که اهمیتی قائل نیست، تا چه حدی قائل نیست؟. این که انسان این گونه باشد خیلی فرق میکند با این که برعکس رفتار کند یعنی چیزهایی به نظر خودش خیلی با اهمیت بیاید و چیزهای دیگری کم اهمیت، و در نتیجه، آنچه را که قرآن با اهمیت میداند، عملا کم اهمیت بشمارد و آنچه را که قرآن اهمیتی نمیدهد، با اهمیت بشمارد. این خودش نوعی کجروی و انحراف از مسیر تعلیمات قرآن است. یعنی ما نباید قرآن را مطابق ذائقه خودمان تفسیر کنیم و یا مورد استشهاد قرار دهیم، بلکه اگر میخواهیم قرآن پیشوای ما باشد و ذوق ما ساخته شده قرآن باشد، باید ذوق خودمان را بر قرآن تطبیق دهیم.
برای ما انسانها (خصوصا در عصر حاضر) توجه به مسائل زندگی از توجه به مسائل معنوی و بالخصوص مسائل اخروی اهمیت بیشتری دارد[١] . بدون شک قرآن کتابی است که به زندگی اقبال کرده و رو آورده، نه این که از زندگی اعراض کرده باشد[٢] ، ولی باید ببینیم که قرآن تا چه حدی و به چه شکلی برای زندگی اهمیت قائل است و به اصطلاح امروز جهانبینی قرآن چگونه است.
توجه به قیامت در قرآن
وقتی که ما به قرآن توجه میکنیم، میبینیم که اهمّ مسائل در قرآن توجه به قیامت است. امیرالمؤمنین علی (ع) در سه جمله (و چه جملات بزرگی است!) گویی مقاصد قرآن را به اشاره بیان کردهاند، میفرمایند: رَحِمَ اللهُ امْرَءآ عَلِمَ مِنْ اَینَ وَ فی اَینَ وَ اِلی اَینَ. یعنی رحمت خداوند شامل حال کسی باد که بداند و بفهمد که از کجا، در کجا و به سوی کجاست. اگر انسان این سه امر را بداند و به آنها مؤمن باشد، همه چیز برای او درست میشود. انسان خودش را در این دنیا میبیند و چون خدا به او فکر و اندیشه داده است[٣] ، در درجه اول باید فکر کند که از کجا آمدهام و الان در کجا هستم و به کجا باید بروم[٤] ؟ از کجا و در کجا و به کجا؟ در این سه، از همه مهمتر «به کجا؟» است، چون مربوط به آینده انسان است. البته آینده و حال و گذشته، همه به یکدیگر مربوط
[١] . ذائقه امروز چنین ذائقهای شده است.
[٢] . چون قرآن راه آخرت را از متن دنیا انتخاب میكند (مقصودم دنیا به معنی زندگی است، نه دنیا به معنی بدیها وصفات رذیله مثل حرص و كبر و طمع و غیره).
[٣] . انسان مثل حیوان نیست كه فكر و اندیشهای نداشته باشد و در مورد مبدأ و منشأش فكر نكند.
[٤] . فرض كنید انسانی در خانهاش خواب است. بدون این كه بیدار شود، او را بلند كنند و در اتومبیل یا هواپیماییبیندازند و بعد او را ببرند در بیابانی رها كنند. وقتی كه بیدار شود و خودش را یكدفعه در چنین فضایی ببیند،اولین چیزی كه به آن فكر میكند این است كه اینجا كجاست؟ من را از كجا آوردهاند؟ و به كجا باید بروم؟