مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٦٦
برداشت و این محمد بن عبدالملک را ـ که خیلی آدم خبیثی از آب درآمد ـ به جای او آورد. او ـکه بعدها وزیر متوکل هم شد ـ همان کسی است که آن تنور معروف را برای شکنجه افراد ساخته بود، و بعد خودش در همان تنور شکنجه شد و در همان تنور هم مُرد. آدم خیلی بد ذات و خبیثی بود.
به هرحال معتصم به شکل دیگری موجبات آزار امام را فراهم کرد، تا بالاخره سبب شد که همسر امام یعنی امّ الفضل امام را مسموم کرد، آنهم با یک وضع خیلی ناراحتکنندهای[١] . و چون برای همه مسمومکنندهها معلوم و محرز بود که دستور خلیفه بوده، جرأت این که بدن امام را دفن کنند، نداشتند. حتی معتصم دستور داد: بدنش را بیندازید در کوچه. دو سه روز بدن امام در میان کوچه افتاده بود. بعد به معتصم خبر دادند که یک وضع خارقالعادهای پیش آمده. هر میتی اگر سه چهار روز روی زمین افتاده باشد بدنش عفونت پیدا میکند و بدن این مرد روز به روز بر بوی خوشش افزوده میشود، و اگر مردم این موضوع را بفهمند اوضاع خیلی بد میشود. این بود که خودش زودتر اجازه داد بدن امام را دفن کنند. وجود مقدسش را در کنار جدش موسی بن جعفر در همین محل معروف یعنی کاظمین (علیهما السلام) دفن کردند. و حالت ایشان از این جهت، تأسّی داشت به جدّ بزرگوارشان حسین بن علی (ع) که فرمود: مُلْقآ ثَلاثآ بِلا غُسْلٍ وَ لا کفَنٍ. و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلی العظیم و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.
باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله...
اللّهم اقضِ حوائجنا. وَ اکفِ مُهمّاتنا. وَ اشفِ مرضانا. و عافِ احیانا. و ارحم موتانا. و اَدِّ دیوننا. و وسِّع فی اَرزاقنا. و اجعل عاقبة امورنا خیرا. و وفِّقنا لما تحبّ و ترضی.
[١] . خلیفه خیلی عصبانی و ناراحت بود و علت ناراحتیاش این بود كه میدید مردم اقبالشان به اهلبیت پیغمبر وآل علی است. بعد اینها نقشههایی میكشیدند بلكه بتوانند مردم را از آنها منزجر كنند، به این صورت كه آل علیرا متمایل به خودشان نشان دهند تا مردم از آنها برگردند. ائمه هم كه همیشه نقش مخالفت و مبارزه با اینها رااجرا میكردند، وقتی كه شیعیان میآمدند، برای آنهایی كه میشد حرفی زد، حقانیت خودشان و بطلان وغاصب بودن و ظالم بودن اینها و حرام بودن همكاری كردن با اینها را بیان میكردند و این مطالب بین مردمپخش میشد. این بود كه اینها گاهی آنچنان عصبانی میشدند كه تصمیمهای خیلی شدیدی میگرفتند كه احیانابه ضرر خودشان هم تمام میشد.