مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٥٥
منفی بود. یعنی آنها به تعبیری که قرآن نقل کرده، میگفتند: «این افراد مردمان پستی هستند (پستی از نظر شأن)، مثلا از طبقه غلامان و نوکرها هستند، از طبقه فقرا و محرومها هستند، یک آدم حسابی در اینها پیدا نمیشود!» انسان باید خودش را ببرد در آن زمان با فکرهایی که مردم آن زمان داشتند.
و لهذا قرآن به شدت با این فکر مبارزه میکند. گاهی میآمدند و به رسول اکرم میگفتند : شرط این که ما اسلام بیاوریم این است که اینها را از خودت دور کنی! که قرآن فرمود: وَ لا تَطْرُدِ الَّذینَ یدْعونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدوةِ وَ الْعَشِی یریدونَ وَجْهَهُ[١] . البته این که قرآن نهی میکند، به این معنی نیست که پیغمبر اکرم این گونه عمل میکرد ]و این طبقه را از خود دور میکرد. [پیغمبر اکرم هرگز چنین نمیکرد. ولی قرآن مطلب را روشن میکند که هرگز این مردمی را که خدای خودشان را میشناسند و صبح و شام او را میخوانند از خودت طرد و دور نکن.
و باز روی همین جهت است که میگویند[٢] : پیغمبر اکرم در سالهای اول بعثت (قبل از سال پنجم بعثت) میفرمود: «خدایا اسلام را تقویت کن به دو نفر». چرا این دو نفر؟ برای این که اینها از اشراف و شخصیتها بودند، وقتی که اینها اسلام میآوردند دیگران میگفتند: «عجب! پس این آدمهای اسم و رسمدار هم آمدند» یعنی یک چیزی که به عنوان مانع شمرده میشد (مسلمان شدن افراد پایین از نظر آنها) برطرف میشد.
شأن نزول سوره
قضیه ـ به مقداری که نقل کردهاند ـ این است: روزی عدهای از اغنیا و ثروتمندان و اشراف قریش از قبیل ولید بن مغیره و ابوجهل بن هشام و امیة بن خلف و اُبی بن خلف و احتمالا ابوسفیان و خلاصه عدهای از کلّهگندههای قریش که دماغشان هم پر از نخوت بود، آمده بودند خدمت پیغمبر اکرم و با ایشان مذاکره میکردند. پیغمبر اکرم کاملا متوجه آنها بودند و با آنها صحبت میکردند، برای این که بلکه بشود آنها را به اسلام متمایل کرد[٣] . در این بین مرد مؤمنی از همین طبقهای که به
[١] . انعام / ٥٢ .
[٢] . البته من صد درصد نمیدانم كه این مطلب راست است یا نه، یعنی آیا شیعه هم نقل كرده یا نه، و اگر نقل كرده،معنایش همین است یانه؟
[٣] . همان طور كه قرآن میفرماید، پیغمبر برای هدایت مردم حریص بود؛ حتی در مورد همینهایی كه ایماننمیآوردند. این تعبیر خود قرآن است: اِنْ تَحْرِصْ عَلی هُدیهُمْ (نحل / ٣٧). حَریصٌ عَلَیكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤفٌرَحیمٌ (توبه / ١٢٨). یا آن آیه دیگر میفرماید: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلی اثارِهِمْ اِنْ لَمْ یؤْمِنوا بِهذَا الْحَدیثِاَسَفآ (كهف / ٦). قرآن میگوید: چه خبر است كه اینقدر خودت را به رنج میاندازی! مثل اینكه تو میخواهی ازغم و غصه این كه اینها ایمان نمیآورند خودت را تلف كنی! این، نهایت درجه علاقه و حرص شدید پیغمبراكرم را به ایمان این مردم میرساند.