مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٣٥
یکی از بزرگترین نیروهایی که پیغمبر اکرم از روز اول بعثت و رسالت تا روز وفاتش از آن استفاده کرد همین نصیحت و اندرز بود. مخصوصآ در روزهای جمعه میآمد برای مردم اندرز میگفت، نصیحت میکرد، خطبه میخواند، خطابه میخواند و مردم را موعظه میکرد و چقدر مردم در پای مواعظ رسول خدا منقلب میشدند! حدیثی هست که امام باقر (ع) میفرمایند: یک وقت اصحاب رسول خدا آمدند خدمت ایشان و گفتند: «یا رسولَ اللهِ! اِنّا خَشینا عَلَینَا النِّفاقَ» ما میترسیم منافق باشیم و خودمان هم نمیدانیم. فرمود: چرا؟ عرض کردند که ما در خودمان یک حالتی میبینیم، یک علامتی میبینیم میترسیم علامت نفاق باشد و خودمان هم نمیدانیم منافق هستیم. فرمود : چیست؟ عرض کردند که ما میآییم خدمت شما و شما که برای ما سخن میگویید و نصیحت میکنید و اندرز میدهید عالمی پیدا میکنیم که همه چیز را فراموش میکنیم، شما ما را پرواز میدهید میرویم در یک عالم معنویت و روحانیتی و خیلی حال خوشی پیدا میکنیم. بعد، از خدمت شما میرویم (تعبیر این است) وَ شَمَمْنَا الاَْهْلَ وَ الْعِیالَ (یا: اَلْعِیالَ وَ الاَْوْلادَ) با زن و بچهمان مینشینیم، بوی زن و بچه به دماغمان میخورد کم کم آن حالت ما تغییر میکند و به حالت اول برمیگردیم. یا رسولَ الله! این دو حالت که در حضور شما ما اینقدر مؤمن هستیم و حال خوشی داریم ولی در خانهها که میرویم باز یک حالت عادی داریم مثل همه مردم، ]میترسیم که ناشی از نفاق باشد.[[١] فرمود: این نفاق نیست. ]اگر آن حالت برای تو باقی میماند تو صاحب[[٢] کرامتها بودی، با ملائکه مصافحه میکردی و بر روی آبها راه میرفتی.
ببینید نصایح و مواعظ رسول اکرم تا چقدر مؤثر بوده که اینها میگویند: وقتی که ما در محضر شما میآییم اصلا یک حالت معنوی پیدا میکنیم، انگار ما آن آدمی نیستیم که پیش زن و بچهمان هستیم! این، قدرت موعظه است.
چهارده نفر از مردم مدینه که صیت اسلام را شنیده بودند قبل از آنکه هجرت صورت بگیرد به مکه آمده بودند و بعضی از آنها با رسول اکرم ملاقات کرده و با ایشان پیمان بسته بودند که اگر به مدینه بیایند از ایشان حمایت کنند. اینها در عقبه، نزدیک منی، شب، مخفیانه قول و قرارهایشان را با حضرت رسول گذاشتند و بیعت کردند. حضرت یکی از خویشاوندان نزدیک خودشان را به نام مصعب بن عمیر که مردی بزرگوار و از بنیهاشم بود به مدینه فرستادند برای اینکه مردم را از راه نصیحت و اندرز و تعلیم ]دعوت و اسلام را [تبلیغ و ترویج کند. البته او نمیتوانست علنی تبلیغ کند، زیرا اگر آشکار میشد مخالفین اذیت میکردند. در یکی از باغستانهای اطراف مدینه[٣] منزل
[١]
[٢] و ٢. [در اینجا نوار چند ثانیهای افتادگی دارد.]
[٣] . چون در قدیم (حالا هم كم و بیش همین طور است) اطراف مدینه باغها و باغستانهای زیادی بوده و لهذامنازل از یكدیگر جدا بوده است.