مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٣٦
کرده بود و افرادی مخفیانه میآمدند، صحبت میکردند و تدریجآ مسلمان میشدند. یکی از رؤسای مردم مدینه اطلاع پیدا کرد که مردی آمده و حرفهایی میزند و مردم را به تعبیر او اغوا و تابع خودش میکند. نزد او آمد. اول با تغیر و تشدّد گفت: تو کی هستی، از کجا آمدهای، در شهر ما چه میخواهی؟ تو به این جوانان ما چکار داری، چه به اینها میآموزی؟ تو داری افکار اینها را منحرف میکنی. او هم خیلی به نرمی جواب میداد. گفت: من حرف خلافی نمیزنم، حرفهای من حرفهای سادهای است بر اساس اینکه انسان خدا را باید بپرستد و پیغمبری مبعوث شده و خداوند به وسیله این پیغمبر کتابی فرستاده است و در این کتاب نصایح، پندها و اندرزهایی هست. ما همین را میخواهیم بگوییم، حرف دیگری به مردم نمیزنیم. بیایید ببینید، اگر درست است پیروی کنید اگر نه، پیروی نکنید.
این نرم صحبت کردن او عصبانیت این آدم عصبانی را فرو نشاند. کمکم خود او گفت: آیا از آن قسمتهایی که مدعی هستید که خدا بر پیغمبر شما نازل کرده است چیزهایی حفظ هستی که برای من بخوانی؟ گفت: بله. گفت: بخوان. شروع کرد آیات قرآن را خواندن. هر چه او میخواند این انقلاب حال پیدا میکرد (قدرت نصیحت و اندرز و سخن را میخواهم عرض کنم). یکدفعه به او گفت: اگر کسی بخواهد مسلمان بشود چه مقدماتی دارد؟ فکر کرد مثل مسیحیت، تشریفاتی مانند غسل تعمید دارد. گفت: یک غسل میکنی و یک شهادتین میگویی. چاه آبی آنجا بود، فورآ خودش را با لباسهایش در آب انداخت و بیرون آمد، شهادتین را گفت و تمام شد.
استفاده علی (ع) از اندرز
علی (ع)، هم مرد تیغ است هم مرد اندرز. درست در همان حدی که در میدان جنگ آنجا که تیغ به دست میگیرد احدی به پای او نمیرسد، آنجا که با قدرت روحی، با موعظه و اندرز سخن میگوید باز احدی به پای او نمیرسد. این تاریخ است که این مطلب را مینویسد. به قدری علی جذاب سخن میگفت و به قدری سخنانش در مردم مؤثر واقع میشد که نظیرش را تا حالا کسی ندیده. بعلاوه، این سخنها که در حدود هزار و سیصد و پنجاه سال پیش گفته شده امروز هم همان قوّت و قدرت را دارد. الآن هم خطب نهجالبلاغه اشکها را جاری میکند. این، قدرت نصیحت و موعظه است.
یکی از خطب ایشان است که با این جملهها شروع میشود: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی عَلا بِحَوْلِهِ وَ دَنا بِطَوْلِهِ[١] . ظاهرآ در میدان جنگ و در صحرایی بوده، در یک شرایطی که اصلا مردم آمادگی برای
[١] . خطبه ٨١ .