مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٢٢
رسید (در نهجالبلاغه است) دید این گوسفنددارهای مدین گوسفندهایشان را آوردهاند سر چاه آبی و دارند به آنها آب میدهند. در این بین چشمش افتاد به دو تا دختر که تعدادی گوسفند هم آنها دارند ولی چون اینها زناند و ضعیف هستند نوبت به اینها نمیرسد یعنی خودشان نمیتوانند از چاه، آب بیرون بیاورند، ناچارند صبر کنند دیگران که آب میآورند، از باقیمانده و ته مانده آبهایی که گوسفندهای دیگر خوردهاند گوسفندهایشان را آب بدهند، چون پدر پیرشان نمیتوانسته بیاید. موسی وقتی که به آنجا میآید و در گوشهای، سایهای تکیه میکند میگوید: رَبِّ اِنّی لِما اَنْزَلْتَ اِلَی مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ[١] . خدایا محتاج کوچکترین خیر تو هستم. حضرت امیر میفرماید: از بس گرسنه بود.
فقط یک لقمه نان میخواست. آیا موسی پشیمان شده بود از اینکه تا چند روز پیش در آن ناز و نعمتها به سر میبرده، بعد به صورت یک چوپان ساده برای شعیب و خاندان شعیب در میآید؟! این چیست؟ این شعله فطرت الهی است.
پیام این داستان
پیام این داستان قرآن این است که اینقدر مادی فکر نکنید، اینقدر انسان و وجدان انسان را ملعبه وضع طبقاتی خودتان قرار ندهید. اینها افکار کثیف گندیده غربی است که از دنیای غرب به طرف ما آمده. آن آتش خدایی در دل همان فرعون بدبخت هم هست، اگر نبود چرا معذب بشود؟ اگر فرعون آن آتش خدایی را ندارد و تمام وجدانش همان فرعون مآبی اوست پس گناهی ندارد. مثل این است که ما بیاییم یک شیر درنده یا یک سگ درنده را مورد ملامت قرار دهیم. سگ درنده طبیعتش این است، غیر از این چیزی ندارد. روی آن حساب، خدا هم نباید فرعون را به جهنم ببرد، برای اینکه از اول به او یک فطرت و وجدانی نداده بوده، او را خالی از هر وجدانی آفریده و وجدان هر انسانی را هم وضع طبقاتیاش میآفریند، در آن وضع طبقاتی هم که آن وجدان جز همان گونه که فرعون فکر میکرده گونه دیگری امکان نداشته وجود داشته باشد. بنابراین فرعون تقصیری ندارد، پس چرا خدا فرعون را معذب کند؟ خدا به هر انسانی فطرتی خدادادی و شعلهای خدادادی و عقلی خدادادی داده است. فرعون هم تا آخرین روز، آن فطرت خدادادی بود که سبب اتمام حجت به او بود که میتوانست توبه کند. تا آن آخرین روز هم میتوانست به حکم آن فطرت توبه کند. ولی نکرد. تمام انسانها از این شعله خدادادی و الهی، از این آتش الهی بهرهمندند و لهذا مخاطب انبیا[٢] «الناس» یعنی عموم مردم هستند و این خطاب هم بازی نیست که صرف یک اتمام
[١] . قصص / ٢٤.
[٢] . اشتباه نشود، مخاطب كیست یك مطلب است و به سود كیست مطلب دیگر.