مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٠٩
دارد، اولیا را دوست دارد، عالم آخرت را دوست دارد. وقتی که ملائکه میآیند و آن دنیا به او ارائه داده میشود خودش به آسانی و سهولت و با ]شوق آماده رفتن است.[[١] اَللّهُمَّ ارْزُقْنِی التَّجافِی عَنْ دارِالْغُرورِ وَ الاِْنابَةَ اِلی دارِ الْخُلودِ وَ الاِْسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلولِ الْفَوْتِ. پروردگارا به من روزی کن تجافی از خانه فریب یعنی دنیا را. تجافی یعنی پهلو خالی کردن. در نماز جماعت اگر رکعت دوم امام باشد و رکعت اول مأموم، آنگاه که امام میخواهد تشهد بخواند مأموم زانوهایش را حرکت میدهد و سینههای پا و دو دستش را بر زمین میگذارد. این حالت را حالت تجافی میگویند. حالت تجافی حالت آدمی است که آماده حرکت است. انسان وقتی نشسته جا را گرم کرده، چنان که در حال تشهد، آرام نشسته جا را گرم کرده. یک وقت هم انسان دارد میرود. یک وقت نه، نشسته ولی یک نشستهای که آماده حرکت است، تا گفتند بحول الله، او از جایش بلند شده. خدایا به من روزی کن تجافی از دنیا را، یعنی اینقدر وابستگی به آنجا داشته باشم که ساعتی که به من میگویند بحولالله، برخیز، همه کارها را کردهام، آماده رفتن هستم. «وَ النّاشِطاتِ نَشْطآ» یعنی این روحها در حالی هستند که با نشاط و با آرامش و با میل خودشان حرکت میکنند و میروند. بلکه بعضی، از حالت تجافی هم بالاتر دارند، حالتشان حالت کسی است که او را به زور بسته و اینجا نگه داشتهاند، فقط بند را باید از او بگیرند که پرواز کند. مثل مرغی است که آماده پرواز است، پایش را یک جا بستهاند، همین قدر که شما آن نخ را ببُرید او رفته، به زور نگهش داشتهاند. اینها کسانی هستند که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه میفرماید: لَوْلاَ الاْجالُ الَّذی کتَبَ اللهُ لَهُمْ لَمْتَسْتَقِرَّ اَرْواحُهُمْ فی اَبْدانِهِمْ طَرْفَةَ عَینٍ[٢] . اگر نبود اجلهای حتمی الهی که بر اینها نوشته شده است که باید در این دنیا باشند، این روحها در این بدنها یک چشم بهم زدن قرار نمیگرفت و نمیایستاد، رها میکرد و میرفت.
معلوم است که چنین افرادی: وَ السّابِحاتِ سَبْحآ بعد شناوری میکنند، شنا میکنند، حرکت تند میکنند حرکت کردنی. همین قدر که از اینجا رها و آزاد شدند، به جهانی پا میگذارند بسی وسیعتر و فسیحتر که برای ما قابل تصور نیست. ما نمیدانیم پرواز کردن و شنا کردن (به تعبیر قرآن) در آن عالم چگونه است. ما پرواز در اینجا را دیدهایم. به ما گفتهاند جناب جعفر طیار بعد از آنکه در جهاد موته دو دستش در راه خدا بریده و شهید شد خدای متعال به او دو بال داد که در آن دنیا پرواز میکند (وَ السّابِحاتَ سَبْحآ). یا حضرت ابوالفضل العباس در ازای دو دستی که در کربلا از بدنش جدا شد خدای متعال دو بال به او داد. اینها برای ما قابل تصور نیست یعنی امکان
[١] . [افتادگی از نوار است.]
[٢] . خطبه ١٩١.