مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٩٣
غیبت کرده. این بدان علت است که تخم چموشی را قبلا در روح خودش کاشته است و عقل و ایمان وقتی میخواهند سوار بر این روح و روان بشوند مثل سوارکاری هستند که میخواهد بر یک اسب چموش ِ لگدزن گازبگیر سوار شود که رام کردن او زحمت دارد؛ یعنی هر گناهی که مرتکب میشوی به منزله این است که تخم چموشی را در روان خودت کاشتهای و به هر نسبت که گناه مرتکب بشوی اختیار روان خودت را از دست عقل و ارادهات گرفتهای و مصداق لِلطّاغینَ شدهای. وقتی که اختیار را از عقل و اراده گرفتی، معلوم است، اسب چموش را سوار شدن و ناتوانی از کنترل کردن، به این طرف و آن طرف زدن و آخرش سقوط کردن و از بین رفتن است.
اما: اَلا وَ اِنَّ التَّقْوی مَطایا ذُلُلٌ و بر عکس، تقوا داشتن در حکم مرکبهای راهوار رام است. «مطایا» جمع مطیة است. مطیة یعنی مرکب راهوار، مخصوصآ که کلمه «ذلل» هم هست: مَطایا ذُلُلٌ. ]برای[ مرکب راهوار رام یک اشاره کافی است، نه لگدی میزند نه کندی میکند و نه شلّاقی میخواهد. تو اشاره کن از این طرف برود از این طرف میرود، اشاره کن از آن طرف برود از آن طرف میرود. حتی اگر بخوابی، راه خودش را طی میکند و میرود. در این زمینه در کلمات امیرالمؤمنین علی (ع) زیاد آمده است.
بنابراین، این که گفته شد: اِنَّ جَهَنَّمَ کانَتْ مِرْصادآ[١] جهنم کمینگاه است، کمینگاه چه کسانی است؟ لِلطّاغینَ مَـابآ کمینگاه است و بازگشتگاه[٢] طاغیهاست. طاغیها چنین اشخاصی هستند که علی (ع) فرمود. روح انسان به واسطه گناهان و بیتقوایی به آن صورت درمیآید، دیگر از این گودال بیرون نمیآید، در آن گودال ساقطش میکنند که هرگز بیرون نیاید. اما اِنَّ لِلْمُتَّقینَ مَفازآ برای متقیان فوز و رستگاری و نجات است. «مَفاز» بر وزن مصدر میمی است که هم به معنی نجات میآید هم به معنی محل نجات، و هر دو یک نتیجه را میدهد. اِنَّ لِلْمُتَّقینَ مَفازآ برای متقیان فوز و رستگاری است، یا جایگاه فوز و فلاح و رستگاری است. بعد قسمتی از نعمتهای بهشت را ذکر میکند.
یک فکر مسیحی
قبلا بحثی را مطرح کردیم که چون زیاد مورد سؤال واقع میشود باز مختصری اشاره میکنم. بعضی افکار که در میان ما مسلمانان رسوخ پیدا کرده است اگر ریشه آنها را درست بکاویم میبینیم که از جای دیگر در طول تاریخ در میان ما رایج شده است نه از ما. بدون شک
[١] . نبأ / ٢١.
[٢] . [در سخن استاد «بازگشت» آمده.]