مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٧٧
است و الّا اصل بازی کردن که بد نیست، اگر نباشد بد است. و لذا شما خودتان اگر بچهتان بازی نکند میفهمید که یک بیماری در او هست او را پیش دکتر میبرید و میگویید: چرا بچه من اصلا بازی نمیکند، همیشه یک گوشه نشسته چمبک میزند و حالت غمناک به خودش میگیرد.
بازگشت بدیها به محدودیت
خود نعمت دنیا بد نیست، نعمت دنیا وقتی که مانع کمالات دیگرِ فرد انسان یا مانع رسیدن دیگری به آن نعمت بشود بد است. به عبارت دیگر نعمت دنیا در دو صورت بد است. اول اینکه به خود انسان صدمه بزند، یعنی آدم را آنچنان به خود مشغول کند که او را از همه کمالات باز دارد. دوم : نعمت دنیا را که فقط برای بنده خلق نکردهاند، برای همه مردم خلق کردهاند، همه باید سهم ببرند. وقتی که من نعمت دنیا را به خود اختصاص بدهم دیگری را محروم کردهام و چون دیگری را محروم کردهام بد است. پس همیشه بدیها به محدود کردنها برمیگردد. اگر من همه نعمتهای دنیا را استفاده میکردم چنان که کمّلین از نعمتها استفاده میکنند بدون اینکه این نعمتها آنها را از خدا غافل کند و از نعمتها استفاده میکنند در شرایطی که به دیگری ضربه وارد نیاید، در این صورت نعمتهای دنیا هیچ بدی نداشت.
بعضی گفتهاند آخرت عالم معنویت و روحانیت است؛ در عالم روحانیت، دیگر این نعمتهای مادی چیست که قرآن ذکر میکند از جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهار[١] ، از حور و از قصور و از میوهها و از لَحْمِ طَیرٍ مِمّا یشْتَهونَ[٢] ؟ آنجا باید فقط معنویت باشد. قرآن چنین معنویتی را قبول ندارد.
در آخرت که این تزاحمها نیست و این طور نیست که اگر کسی نعمتی داشته باشد حق دیگری را گرفته. آنجا جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمواتُ وَ الاَْرْض[٣] است، غیرمتناهی است، محدود نیست که باید میان افراد تقسیم شود. از نظر خود فرد انسان هم تا انسان به کمال نرسیده باشد به بهشت نمیرود. قبلا خواندیم: وُجوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ. اِلی رَبِّها ناظِرَةٌ[٤] . چهرههایی هستند که فقط به خدا نگاه میکنند. بعد گفتیم مفسرین میگویند یعنی چه به خدا نگاه میکنند؟ پس به آن حورالعینها نگاه نمیکنند؟ به آن میوههای بهشتی نگاه نمیکنند؟ به آن باغها نگاه نمیکنند؟ جواب میدهند: آنهایی که به آن عالم رسیدند به هر چه نگاه میکنند خدا را میبینند. برای آنها نعمت مادی شکل دیگری دارد.
نمیدانم این مَثَل را عرض بکنم یا نه؛ عیب ندارد، اهانت نیست. امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
[١] . بقره / ٢٥.
[٢] . واقعه / ٢١.
[٣] . آل عمران / ١٣٣.
[٤] . قیامة / ٢٢ و ٢٣.