مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٧٤
وای برای تکذیب کنندگانِ این حقیقت؟ آری، این بزرگترین حقیقت است. دوم: از اینجا انسان میتواند بفهمد که چرا قرآن این همه تأکید و تکرار، به بیانهای مختلف، حدود سی بیان، مخصوصآ در سورههای مکی که در آخر قرآن است ]درباره توحید و معاد دارد.[ سورههای مکی قرآن بیشتر سورههای انذاری است و بیشتر راجع به توحید و معاد است. این همه تأکید برای چه؟ ارزش دارد. عدهای شاید ـ اگر هم به زبان نیاورند ـ ته دلشان خوششان نمیآید و میگویند چرا اینقدر قرآن راجع به قیامت بحث میکند، راجع به بهشت و جهنم بحث میکند؟ نه تنها مسئله این است که قیامت از دنیا مهمتر است، زیرا دنیا محدود است و قیامت نامحدود، بلکه اصلا اندیشه قیامت چهره زندگی انسان یعنی راه انسان را در دنیا تغییر میدهد، اصلا دنیا بسته است به اندیشه قیامت، یعنی راهی که انسان در دنیا انتخاب میکند خواه ناخواه بسته است به اینکه انسان اندیشه قیامت را بپذیرد یا نپذیرد.
رابطه مادیت و معنویت
مسئله دوم نیز مسئلهای است که در چند جلسه پیش طرح کردم، آن را هم لازم دانستم که مکرر طرح کنم، برای اینکه این هم فکر و اندیشهای است که به صورت غلطی در اذهان ما فرو رفته است و باید بیرون بیاید و صورت صحیحش جایگزین شود تا بسیاری از سؤالاتی هم که پیدا میشود از میان برود.
یک فکر مسیحی[١] ، نفوذ کرده که کم و بیش در اندیشه ما هم رسوخ پیدا کرده است و آن مسئله تضاد میان مادیت و معنویت است. این به یک معنا درست است، به یک معنا درست نیست. در کتاب سیری در نهجالبلاغه که همین مسئله را طرح کردهام این مطلب را ذکر کردهام که ما در این جور مسائل دو گونه تضاد داریم. یک نوع تضادهایی که میان دو ضد، از دو طرف تضاد است یعنی اگر آن یکی را انتخاب کنیم این یکی را باید رها کنیم، اگر این یکی را انتخاب کنیم آن یکی را باید رها کنیم. در مقام مثال، مملکتی است دو حزبی و هر حزبی از خودش مرامنامه و اساسنامه و آئیننامهای دارد که با حزب دیگر متفاوت است و این دو حزب با یکدیگر در حال مبارزه هستند. انسان نمیتواند در آنِ واحد هم در این حزب نامنویسی کند هم در آن حزب. مثلا در انگلستان حزب کارگر و حزب محافظهکار هست. حزب محافظه کار اصولش بر اساس محافظه کاری و سنّتْ نگهداری و سنّتگرایی است و حزب کارگر برعکس، اصولش بر اساس این است که سنّتهای
[١] . خود آن هم ریشهای در غیر مسیحیت دارد، میگویند ریشهاش در افكار هندیهاست، ولی به ما بیشتر ازمسیحیت رسیده است.