مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢١٧
ناظِرَةٌ. چهرههایی خرّم[١] ، تنها نظرکننده و توجهکننده به پروردگارشان، یعنی جز خدا چیزی را نمیبینند. «اِلی رَبِّها» به اصطلاح علمای ادب جارّ و مجروری است که بر متعلَّق خودش تقدم یافته است و هر وقت که جار و مجرور بر فعل خودش که به آن فعل تعلق دارد مقدم شود علامت انحصار است. مثلا یک وقت شما میگویید که من شاگردی کردهام از فلان کس: تَعَلَّمْتُ مِنْ زَیدٍ. معنایش این است که من پیش زید درس خواندهام. یک وقت «مِنْ زَیدٍ» را مقدم میآورید، میگویید: مِنْ زَیدٍ تَعَلَّمْتُ. یعنی فقط پیش زید درس خواندم. اینجا اگر میفرمود: «ناظِرَةٌ اِلی رَبِّها» معنایش این بود که اینها به پروردگارشان نظر میکنند و توجه دارند. منافات ندارد که به پروردگار هم نظر داشته باشند به غیر هم نظر داشته باشند. ولی وقتی میفرماید: اِلی رَبِّها ناظِرَة یعنی نظرشان تنها به پروردگارشان است. اینجا این سؤال برای بعضی به وجود آمده است که یعنی چه؟! آیا اینها در بهشت که هستند باغ بهشتی را نمیبینند، حور العینها را نمیبینند، ولدانِ مخلّدون را نمیبینند، این همه مأکول و مشروب را نمیبینند؟ و خلاصه بهشتی را که وسعتش آسمانها و زمین را فراگرفته نمیبینند؟ فقط به خدا نگاه میکنند؟
مفسرین جواب دادهاند: آن کسی که به بهشت میرود کسی است که در آنجا حجاب و پرده از جلو چشمش برداشته شده است و در آنجا مانند یک آدم عارف واقعی در این دنیاست که میگوید (اگر راست بگوید و زبان حال واقعیاش باشد) :
به دریا بنگرم دریا تو بینم به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو بینم
که اصلش را علی (ع) فرمود: ما رَأیتُ شَیئآ اِلّا وَ رَأَیتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ. من هیچ چیزی را در دنیا نگاه نکردم مگر اینکه پیش از او، در او، بعد از او، همیشه خدا را دیدهام؛ یعنی به هر چه نظر میکند خدا را میبیند. او دیگر در آنجا نظرش به حور العین یا ولدان مخلّدون یک نظر غافل کننده از حق نیست؛ یا یک خوردنی و یا آشامیدنی برای او غافل کننده از حق نیست. عطار میگوید :
دلی کز معرفت نور و صفا دید به هر چیزی که دید اول خدا دید
آدمی که اگر آنجا یک نعمت را در اختیارش بگذارند مثل یک حیوان که دارد علفخواری میکند و فقط به علف خودش اشتغال دارد، ]فقط به آن نعمت مشغول میشود،[ چنین آدمی که در آن دنیا هم دیده بصیرتش باز نشده باشد او دیگر جایش بهشت نیست.
پس جمله «سَقیهُمْ رَبُّهُمْ شَرابآ طَهورآ» و این «جامی پاککننده از غیر حق» منافات ندارد با
[١] . ناضره از «نَضرة» است كه در اینجا هم بود: وَ لَقّیهُمْ نَضْرَةً وَ سُرورآ.