مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٠٤
چون از گیر این شر رها شده و خودش را به این شر نیالوده است، ولی میگویند این کار را فقط یک اقلیت میتوانند انجام بدهند و همانها هم صلاحیت دارند که رهبر مذهبی باشند. پاپ از میان کاردینالها انتخاب میشود و شرط کاردینال بودن این است که در همه عمر زنی را لمس نکرده باشد. حالا در عمل آیا چنین چیزی وجود دارد یا وجود ندارد (چون امری است بر خلاف طبیعت و فطرت) باید کتابهای تاریخ خود فرنگیها را خواند، بعد ببینید که چه افتضاحاتی در این کلیساها به وجود آمده و چه نامها روی اینها گذاشتهاند! عجیب است! اگر کسی تاریخهایی که خود فرنگیها نوشتهاند مخصوصآ تاریخ تمدن ویل دورانت را ـ که بیش از بیست جلدش تا حالا چاپ شده است ـ بخواند، بخشهایی که مربوط به تاریخ ایتالیا میشود که به زندگی پاپها مربوط است، میبیند که چه غوغایی بوده است!
جاحظ در کتاب البیان و التبیین ـ که در قرن سوم هجری نوشته شده و از کتب بسیار معتبر اسلامی است ـ داستانی را نقل میکند، میگوید یک وقتی بیست تا دزد در اطراف بغداد یا در نواحی شامات که در آن نواحی مسیحی زیاد بوده[١] به جایی حمله میکنند یا سر گردنهای را میگیرند، بعد پلیس دولتی اطلاع پیدا میکند و اینها را تعقیب میکند. اینها فرار میکردند و آنها هم رد اینها را میگرفتند. خود این دزدها نقل کرده بودند که ما در بین راه که میرفتیم دیر یک راهبی را پیدا کردیم و رفتیم داخل این دیر، آنجا مخفی شدیم، گفتیم آنها دیگر نمیفهمند و همین طور هم شد، پلیس دولتی آمد و رد شد. آنجا دیدیم یک کشیشی است و بیست تا دختر تارک دنیا. اینها وقتی که مطمئن میشوند که پلیس آمد و رد شد و رد اینها را پیدا نکرد هریک از آنها سراغ یکی از آن دختران تارک دنیا میرود. بعد آنجا مینویسد که «اِذآ قَدْ سَبَقَهُمُ الْقِسّیسُ کلَّهُمْ» دیدند یک باکره وجود ندارد و آقای کشیش قبل از آنها کار همه آنها را ساخته است! البته اینکه یک مرد عزب را در میان بیست زن و دختر قرار دهند یک امر غیر طبیعی است و این کار از اساس غلط است.
آیا برخی امور در ذات خود پلیدند؟
به هر حال، اگر کسی این فکر را به این شکل بیان کند معنایش همین است که اصلا شهوت جنسی در ذات خودش پلیدی است و قهرآ زن برای مرد یک شیء پلید است و مرد برای زن. شهوت شکم یعنی خوردن و آشامیدن هم همین طور است، دیدن هم همین طور است که انسان منظرهای را ببیند
[١] . میدانیم كه تا قرن چهارم و پنجم و ششم هنوز بسیاری از مردم این منطقهها یا مسیحی بودهاند یا یهودی و یامجوسی، اسلام تدریجآ بر ادیان غلبه كرد. آن غلبه سیاسی در قرن اول پیدا شد و الّا غلبه فكری در طول چندقرن پیدا شد و در آن زمانها تا قرن چهارم و پنجم و ششم در اكثر بلاد ایران كلیسا و دیر مسیحی، آتشكدههایزرتشتی و معابد یهودی زیاد دیده میشد.