مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٠٣
فکر ثنوی
از این جهت، یک فکر البته ناقص و نارسا و شرکآمیز در دنیا پیدا شد که مرکزش هم ایران خود ما بوده است، فکر ثنوی که اشیاء در ذات خودشان دو گونهاند: بعضی از اشیاء در ذات خود خوبند و بایستنی و باید باشند، و بعضی دیگر در ذات خود بدند و نبایستنی و نباید باشند. اگر این طور است، آیا این آفریننده خیرخواه است یا بدخواه؟ اگر خیرخواه است پس بدها را نباید بیافریند، اگر بدخواه است پس خوبها را نباید بیافریند. نظریه دو قطبی بودن عالم پیدا شد که اصلا دو مبدأ در عالم وجود دارد و اشیاء دو صف را تشکیل میدهند: صف خوبها صف بدها، و صف خوبها را یک خدا خلق کرده است، صف بدها را یک مبدأ دیگر غیر از آن مبدئی که آنها را آفریده است، و بین ایندو جنگ وجود دارد به این معنا که این میخواهد آن نباشد با همه مخلوقاتش، میدان تنها برای او باقی بماند، و آن میخواهد که این نباشد با همه مخلوقاتش و میدان برای او باقی بماند، گو اینکه در نهایت امر غلبه با مبدأ نیکیهاست یعنی مبدأ بدیها با همه آفریدههایش معدوم میشود و از بین میرود. این یک نوع توجیه برای خلقت و برای اشیاء، یعنی اشیاء را به خوبها و بدها تقسیم میکنند و مقصود از «خوب» آن چیزی است که باید باشد و بایستنی است و «بد» آن چیزی است که نمیبایست آفریده میشد ولی آفریده شده است و اینها دو اصل و دو مبدأ مستقل دارند و جنگ این دو مبدأ بر سر بود و نبود است، این میگوید تو نباید باشی من باید باشم و آن میگوید تو نباید باشی من باید باشم.
حال اگر این طور باشد این خودش یک حسابی است. در این حساب، ما باید خیلی چیزها را در این دنیا بد مطلق بدانیم و اگر به این بدها تن میدهیم، بر اساس این فلسفه و این فکر، به حکم اضطرار تن میدهیم. یعنی مثلا شهوت بطن یا شهوت شکم که انسان از خوردن و نوشیدن لذت میبرد، در اصل و ریشه بد است و نباید باشد، شر است ولی چه باید کرد، حیات ما بستگی به این شر دارد. یا لذت جنسی در ذات خودش بد است و نباید باشد ولی چه میتوان کرد، این دنیا دنیای آمیختگی است، خوب و بدها با همدیگر به این نحو آمیختگی دارند، چارهای نداریم از اینکه به آن تن بدهیم.
شهوت جنسی از نظر مسیحیت
خود مسیحیت نمیتواند زیر بار این حرف در همه جا برود. تنها در شهوت جنسی آمدهاند این حرف را زدهاند که شهوت جنسی در ذات خودش بد است و پلیدی و آلودگی است و اگر کسی بتواند در تمام عمر مجرد زیست کند و اساسآ جنس مخالف را لمس نکند، آن مردی که در همه عمر زنی را لمس نکند و آن زنی که در همه عمر مردی را لمس نکند، او مقدس زندگی کرده است