مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٩١
که در گیاهان نیست. و در انسان نوعی استقلال و آزادی هست که در حیوان نیست. این ]قسمت[ سوم را یک مقدار شرح بدهم.
حیوان ـ هر حیوانی ـ را میگویند متحرک بالاراده است، یعنی با اراده خود حرکت را انجام میدهد، حرکتش وابسته به اراده خودش است. این خیلی حرف است. اگر شما یک سنگ را از بالا رها کنید حرکت میکند ولی این حرکتش به اراده خود نیست. گیاهی که از زمین میروید انواعی حرکات انجام میدهد ولی هیچ یک از این حرکات به اراده خود آن گیاه نیست، یک بوی کمی از شعور و خواست و اراده در گیاهان مشاهده شده است. ولی یک حیوان که حرکت میکند، به میل و اراده خود حرکت میکند و لهذا میتواند حرکتهای متضاد و متناقض انجام بدهد. سنگ که حرکت میکند و رو به پایین میآید، اگر رهایش کنید فقط به یک سو حرکت میکند. گیاه هم حرکتهای یکنواختی دارد، اگرچه متنوع است ولی هر کدام یکنواخت است. ولی این حیوان است ]که حرکتهای مختلف دارد. [یک گنجشک رو به بالا میتواند برود رو به پایین میتواند بیاید، به راست میرود به چپ میرود، خودش را کج و راست میکند، معلق میزند، هر گونه که بخواهد حرکت میکند و تمام این حرکتها وابسته به میل و خواست خود این حیوان است. مگس به این کوچکی در عین اینکه این قدر کوچک است، اگر آن را از نظر استقلال و آزادی در نظر بگیرید، از این سلسله جبال البرز با این عظمت خیلی استقلال و آزادی بیشتری دارد و بنابراین از آنها خیلی متکاملتر است با اینکه یک مگس بیشتر نیست. همین طور یک پشه و یک کوچکتر از پشه. اما حیوان در عین اینکه حرکتش به موجب اراده و میل خودش هست از یک نظر آزاد نیست و آن مسئله غرایز اوست، حرکتهایش مطابق میل و اراده خودش است ولی همیشه اراده و میل او ناشی از غریزه اوست، ناشی از یک سلسله غرایز شهوانی یا غیر شهوانی که در او هست. مثلا در او غریزه جمع کردن غذا هست به دنبال این غریزه روان میشود، غریزه نگهداری از اولاد هست به دنبال این غریزه میرود؛ یعنی یک سلسله میلها، تمایلات، غرایز در وجود این حیوان قرار داده شده است، میلش هم تابع همین غریزهاش است نه بیشتر.
ویژگی انسان
اما خدا انسان را طوری آفریده است که در عین اینکه همه غرایز حیوانات را دارد به علاوه یک سلسله غرایز بیشتر، اسیر همین غرایز هم نیست، یعنی چنین نیست که اجبار داشته باشد از غرایز خودش پیروی کند، میتواند عملی انجام بدهد بر ضد مقتضای غرایز، با ارادهای که آن اراده تابع یک نیروی دیگر به نام عقل و اندیشه است. مثلا یک حیوان وقتی تشنه میشود و این تشنگی رویش فشار میآورد خود به خود اراده آب خوردن در او پیدا میشود و میرود آب میخورد.