مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٨٣
و از این نوع است ابدآ چنین چیزی نیست. حالتی پیدا میکند که وقتی به آن حالت رسید دیگر فنا ناپذیر، ابدی و جاوید است، بعد که انسان میمیرد آنوقت است که روح از آن پایه خودش ـ که از آن پایه به وجود آمده است ـ جدا میشود و مثل ماری که پوست بیندازد جدا میگردد. روح الی الابد باقی است. این است معنی اینکه میگویند روح جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است.
صدرا مدعی است که من از تأمل در آیات قرآن به این نتیجه رسیدم چون دیدم در آیات قرآن مثلا در سوره قد افلح المؤمنون میفرماید: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طینٍ ما انسان را از چکیده و عصارهای از گِل یعنی از چکیده خاک آفریدهایم. این انسان، مقصود حضرت آدم نیست، به قرینه آیه بعدی. غیر از این است که میگوید آدم از خاک آفریده شده؛ میفرماید ما شما انسانها را از سلاله طین خلق کردیم. (سلاله هر چیزی عصاره و جوهر آن است.) مقصود همین مواد خاکی است که تبدیل به مواد غذایی میشود. ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فی قَرارٍ مَکینٍ. (در خلقت آدم که نطفهای در کار نبوده.) بعد این چیزهایی را که ما از عصارههای خاک گرفتهایم که همین مواد آلی باشد، همینها را تبدیل میکنیم و نطفه قرار میدهیم (یعنی این نطفهای که انسان از آن خلق میشود اولش خاک بوده). بعد هم آن را در یک قرار و جایگاه محکم و محفوظی ـ که مقصود رحم است ـ قرار دادیم. از گِل و سلاله طین شروع شده. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً بعد نطفه را تبدیل به علقه کردیم یعنی به صورت یک خون بسته درآوردیم که وقتی نگاه میکردید یک قطعه خون میدیدید. بعد خون به صورت یک شیئی که گویا جویده جویده شده باشد در میآید، یعنی بعدها به صورت قطعه قطعه میشود چون میخواهد به قسمتهای مختلف تقسیم شود؛ در قسمتهایی بریدگی پیدا میکند. بعدها از همین شیئی که اول نطفه بود و بعد علقه و بعد به این صورت در آمد، ما استخوان میآفرینیم، این ماده سفت محکم. استخوان را از گوشت میپوشانیم. تا اینجا سخن اندام است.
ثُمَّ اَنْشَأْناهُ خَلْقآ اخَرَ[١] . بعد ما قرار دادیم همین را چیز دیگر. همین، چیز دیگر شد، نه چیز دیگر را از دنیای دیگر آوردیم اینجا؛ همین را ما چیز دیگر کردیم. خدا از طبیعت، ماوراء طبیعت میسازد، از مادی مجرد میسازد. خدا از ماده چیزی آفرید که قابل تعریف نیست (قُلِ الرّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّی)[٢] جز اینکه باید بگوییم چیز دیگر شدید، دیگر شما الآن نه خاکید نه آبید نه خونید نه استخوانید و نه گوشت؛ همین چیزی که از خاک شروع شد چیز دیگر شد که دیگر قابل تعریف نیست. آن چیز دیگر یعنی همان انسانیت شما، همان منِ شما، همان روح شما.
[١] . مؤمنون / ١٢ ـ ١٤.
[٢] . اسراء / ٨٥ .