مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٥٩
فلان کار و فلان کار را کردهای؛ خیلی بالاتر از این حرفهاست. وقتی که خدا خبر میدهد، دیگر آن خبر دادن این جور خبر دادن نیست. انسان را به خود نمایشگاه عمل او میبرند و تمام هستی خودش، عمر هفتادساله و هشتادساله خود و تمام وجود خودش را باز شده و زنده و به زبان آمده در آنجا میبیند. این گونه خدا به انسان خبر میدهد.
پیشفرستادهها و پسفرستادهها
در اینجا میفرماید که به انسان خبر داده میشود (به همان معنا که عرض کردیم: ارائه میشود) بِما قَدَّمَ وَ اَخَّرَ آنچه را که مقدم داشته و آنچه را که مؤخّر داشته است.
مفسرین این جمله را چند گونه معنی کردهاند. البته هر یک از آن معانی در جای خودش درست است ولی در اینکه این آیه ناظر به کدام یک از آنها باشد کمی بحث است. یک معنی که شاید اکثر مفسرین گفتهاند و بهتر است این است: انسان دو گونه اعمال دارد: اعمالی که پیش از خود میفرستد و اعمالی که بعد از او میآید؛ اعمال پیش از خودش و اعمالی که از پشت سر خود برایش میآید. این اصطلاح که انسان اعمالی را که در دنیا مرتکب میشود «پیش میفرستد» اصطلاح خود قرآن است. در سوره مبارکه حشر خواندیم: یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ[١] . تقوا داشته باشید و هر کسی دقت کند در آنچه پیش میفرستد. پیش فرستادهها یعنی اعمالی که انسان انجام میدهد. هر عملی که انسان مرتکب میشود یک پیشفرستاده است یعنی عملش قبل از خودش به آن دنیا میرود، بعد خودش به دنبال عمل میرود. اینها پیشفرستادهها هستند.
ولی انسان بعضی کارها مرتکب میشود ـ چه خوب و چه بد ـ که خودش رفته ولی حساب عملش، دفتر عملش، ستون عملش همچنان باز است و آن عبارت است از سنتها و آثاری که بعد از خود باقی میگذارد. در سوره یس میخوانیم: اِنّا نَحْنُ نُحْی الْمَوْتی وَ نَکتُبُ ما قَدَّموا وَ اثارَهُمْ[٢] .
ما مردگان را زنده خواهیم کرد و آنچه را که پیش فرستادهاند ثبت میکنیم و علاوه بر آنچه پیش فرستادهاند آثار آنها را نیز ثبت میکنیم. (اثر شیء آن چیزی است که بعد از رفتنش پیداست. انسان وقتی که از جایی رد میشود آن جای پایش را اثرش میگویند؛ آنچه که بعد از رفتن پیدا میشود.) آنچه را که پیش فرستادهاند و آنچه که بعد از رفتنشان وجود دارد، آثاری که بعد از گذشت آنها وجود دارد ثبت میکنیم.
[١] .حشر / ١٨.
[٢] .یس / ١٢.