مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٤٧
است.
پس سوگند به ترازوی عدل بزرگ که قیامت است، و سوگند به ترازوی عدل کوچک در درون انسان به نام نفس ملامتگر. از قرائن معلوم است که این سوگندها (سوگند نمیخورم یعنی در واقع جای سوگند خوردن است و تلویحاً کأنه سوگند میخورم) یعنی به حقیقتِ این ترازوی عدل کلی و به حقیقتِ این ترازوی عدل جزئی قسم که شما مبعوث خواهید شد و رها شده نیستید.
بعد جملهای دارد که منظور انسانهایی هستند که در آن زمان هم بودهاند و در همه زمانها هستند: اَیحْسَبُ الاِْنْسانُ اَ لَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ آیا انسان گمان میبرد که ما استخوانهای او را، ذرات پوسیده متفرق شده استخوان او را گرد نخواهیم آورد؟ حالا چرا این کلمه گفته شده؟ چون منکرین قیامت در آن زمان از طریق استبعاد انکار میکردند، میگفتند تو که میگویی قیامت، مگر چنین چیزی ممکن است که این بدنها و استخوانهایی که میپوسد و ذراتش متفرق میشود و هر ذرهاش به جایی میرود، این همه ذرات پوسیده از نو جمع بشود: وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِی خَلْقَهُ قالَ مَنْ یحْیی الْعِظامَ وَ هِی رَمیمٌ[١] . آن شخص استخوان پوسیدهای از یک انسانی را از قبرستان پیدا کرد و آمد در مقابل پیغمبر ایستاد، آن استخوان پوسیده را با دست خودش نرم و پودر کرد، آنگاه فوت کرد، بعد گفت: کیست که بیاید اینها را زنده کند؟ چه کسی میتواند چنین کاری بکند؟ قدرت خدا را با قدرت خودش میخواست مقایسه کند: من به عنوان یک بشر ـ و هر بشر دیگر ـ قادر به این کار نیستم، با مقیاس بشری یک کار نشدنی است، پس نشدنی است.
اَیحْسَبُ الاِْنْسانُ اَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ آیا انسان (نمیگوید همه انسانها و نمیگوید چه کسی، بلکه میگوید «انسان» که در هر زمانی نمونهاش پیدا میشود) گمان میبرد که ما استخوانهای او را بعد از اینکه بپوسد و متفرق بشود گرد نخواهیم آورد و از نو جمع نمیکنیم؟ بَلی قادِرینَ عَلی اَنْ نُسَوِّی بَنانَهُ. شما غصه جمع کردنش را میخورید که هر ذرهای به جایی پراکنده شده چگونه اینها جمع بشوند؛ قادریم جمع کنیم و قادر هستیم که از نو اینها را ترکیب کنیم؛ بالاتر، قادر هستیم که نه استخوانِ مثلاً ساق پا که به نظرت خیلی مهم آمده است، بلکه استخوان سرانگشتها را که ظریفترین و کاراترین استخوانها و بلکه کاراترین عضوهای بدن انسان است گردآوریم.
ارزش سرانگشتهای انسان
انسان به ارزش این انگشت خیلی توجه ندارد، در صورتی که آن چیزی که انسان را از غیر انسان
[١] .یس / ٧٨.