مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٠٤
ولی اینها این مقدار شعور و ادراک داشتند که یک چنین جریان معنوی را که دلها را دارد تسخیر میکند و روحها را به سوی خودش جذب میکند تنها با اعمال زور و شکنجه و فشار و آن تعذیبهای سخت و حتی افرادی را در زیر شکنجه از بین بردن، نمیشود از بین برد، باید تدبیری اندیشید که جلو نفوذ معنوی این فکر را در دلها گرفت و باید این تیغ را در آن قسمت کند کرد.
قرآن هم عجیب منعکس کرده است که اینها نمیتوانستند یک منطق واحد به خود بگیرند. اگر به یک منطق واحدی ایمان پیدا میکردند، به این معنا که یک منطقی برای خودشان پیدا میکردند که آن را بهترین منطق برای مبارزه میدانستند، همان را انتخاب میکردند. چون اینها آخرش به یک نقطه اتفاق نرسیدند که بالاخره حرفمان چه باشد و وقتی میخواهیم در مقابل این آدم تبلیغ کنیم چه بگوییم، میبینیم که با بیانهای خیلی مختلفی گفتهاند، که خود همینها ضد و نقیض درآمده است و قرآن هم مخصوصآ اینها را نقل و منعکس کرده است و این چقدر مفید و نافع است که خود قرآن نقل کرده که در همان زمان چه میگفتند. حتی چیزهایی که در واقع به منزله فحش و سَبّ رسول اکرم است همانها را هم قرآن منعکس کرده است که اینها درباره پیغمبر چه میگفتند. قرآن هیچ کتمان نکرده است.
صداقت قرآن
این خودش یک مسئلهای است در مورد قرآن و از قدیم هم مورد توجه بوده است و در زمان ما هم مستشرقین مخالف اسلام این جهت را تصدیق کردهاند، که قرآن صداقت خودش و صداقت پیغمبر را نشان میدهد. یعنی مطالب آن نشان میدهد که وقتی قضایا را نقل میکند، به اصطلاح امروز سانسور نمیکند. وقتی که سخن کسی را با ضبط صوت ضبط میکنند و بعد میخواهند پخش کنند، گاهی یک چیزهایی از زبان او درمیآید که نباید اینها پخش بشود، لذا آن را به اصطلاح اِدیت میکنند، پرداخت و پیراسته میکنند بعد تحویل مردم میدهند. ولی از لحن قرآن صداقت پیداست.
در آن قضایای سنه ١٤ که کشتار مشهد رخ داد و بلواهایی که مردم کردند، در فریمان ما هم یک غوغایی شد. مرحوم ابوی ما به دعوت مردم منبر رفتند. من بچه بودم، یادم هست و حتی آن منبر را هم درست به یاد دارم. ایشان با اینکه اهل سیاست نبودند که ملاحظات سیاسی را چگونه باید کرد یا نباید کرد، روی تکلیف شرعی خودشان آنجا بحث کردند. بعد منجر شد به آن قضایا و بعد گرفتاریهای افرادی که دخالتی داشتند و محرک بودند. آمدند ایشان را هم از فریمان گرفتند و بردند زندان. یک نوبت آزاد شدند. بار دوم از تهران آمدند، و قضایا خیلی مفصل است. یک بازرس خیلی عالی از تهران فرستاده بودند، چون ]مسئول منطقه [متهم بود که در پروندههای