مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠ - اشکال حدوث زمانی صدرایی در مورد کل عالم و پاسخ آن
صورت که روی همین حساب حرکت جوهریه که میفرمایید دلیل برای این مطلب [یعنی حدوث زمانی عالم] است، یک وقت هست یک شخصی که اصالت ماهیتی فکر میکند این را میگوید، بله همینطور است: هر جزء از جهان را من الآن میگویم که خودش به تنهایی یک امر حادث است، ولی کسی که جهان را یک واحد متصل و یک جریان حرکت میداند دیگر چگونه میتواند بگوید که این اجزاء غیر از هم هستند؟ ما در کل که نگاه میکنیم میگوییم اصلًا همه عالم یک واحد است. شما هم که اول و آخر [و وسط میگویید همه اینها را] فرض میکنید، والّا جریان حرکت یک چیز است، اجزائی ندارد.
استاد: ولی خود شما میگویید که جریان حرکت یک چیز است.
- بله.
استاد: ولی یک حرکت است. حال فرض کنید که ما آمدهایم این نظریه را به این شکل تعبیر کردهایم- که به این شکل هم تعبیر میکنیم، یعنی آن درجه غلیظترش این است- که همه اندام عالم یک واحد حرکت است، ولی یک حرکت ازلی و ابدی.
- درست.
استاد: ولی حرکت است. حرکت یعنی چه؟ حرکت یعنی یک حدوث دائم و مستمر.
- حرکت نسبت به ما حرکت است؛ نسبت به مجموع واحدها دیگر حرکت در کار نیست.
استاد: نه، حرکت یک امر نسبی نیست.
- نمیخواهم بگویم نسبی است، ولی ...
استاد: معنای حرکت این است که ما یک واحدی داریم که مستمراً موجود میشود و معدوم میشود، موجود میشود و معدوم میشود. این دیگر یک امر باقی نیست. هیچ مرتبه ثابت و باقی در اینجا وجود ندارد. مثل خود زمان است؛ یعنی آن وقت دیگر حرکت و زمان یک معنی پیدا میکند. این مسأله، مسأله زمان هم هست. زمان و حرکت یک چیز است. اگر مسأله زمان را روشن کنیم شما بهتر میتوانید مطلب را متوجه بشوید.
شما در مورد زمان چه میگویید؟ آیا زمان قدیم است یا حادث؟ زمان یک واقعیتی است که آناً فآناً موجود و معدوم میشود؛ یعنی یک واقعیت متصلی است که یک مرتبهاش موجود میشود و مرتبه دیگرش معدوم میشود؛ موجودشدنش مساوی است با معدوم شدنش، موجود شدنش مساوی است با معدوم بودنش. شما هیچ قطعهای از زمان را نمیتوانید پیدا کنید که بگویید قدیم بوده است؛ چنین چیزی معنی ندارد.
ولی زمان یک حدوث مستمر است، یک حدوث دائم است. فرق است میان اینکه شیء یک حدوث دائم باشد، یعنی یک وجود دائم الحدوث و دائم الفنا باشد و اینکه شیء یک امر قدیم باشد. امر قدیم یعنی چیزی که وجودش در دو لحظه با هم باشد، یعنی همان حرف هراکلیت که یک چیز در دو لحظه به یک حال باشد. اگر یک شیء در دو لحظه به یک حال بود و بالاتر اینکه در همه لحظات به یک حال بود آن شیء قدیم است؛ ولی شما که چنین چیزی در عالم پیدا نمیکنید. هرچه که شما در عالم پیدا میکنید سیلان و جریان است. بعد شما میآیید میگویید که خود جریان، دائم است. جریان دائم باشد؛