مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١ - اشکال حدوث زمانی صدرایی در مورد کل عالم و پاسخ آن
ولی «جریان دائم باشد» معنایش این نیست که ما یک شیء قدیم داریم که در همه زمانها وجود دارد. اصلًا اینکه جریان دائم است مساوی است با اینکه هیچ قدیمی در عالم نیست.
- این فرمایش صحیح است، ولی منظور بنده این است که وقتی ما میگوییم «حرکت» و در توصیف حرکت میگوییم حرکت به معنی «از قوه به فعل آمدن» است ما که به یک وجود ثابتی در جهان به نام وجود واجب قائل هستیم وقتی که نسبت به او میسنجیم این «از قوه به فعل آمدن» برای ما از قوه به فعل آمدن است؛ یعنی ما که خودمان یک قطعهای از این زمان و از این مکان هستیم یک قوه و فعلی تشخیص میدهیم ولی یک موجودی که بر همه این جهان و این زمان و مکان احاطه دارد و کل آن را میبیند برای او دیگر قوه و فعلی در کار نیست (نظیر همان مثالی که از میرداماد نقل میفرمایید که یک مورچهای که روی یک فرش حرکت میکند، برای ما که از بالا به آن نگاه میکنیم دیگر قوه و فعلی در کار نیست).
استاد: قوه و فعل در کار است. نه، به آن معنا هم باز حدوث و فنا از بین نمیرود. اصلًا معنای حدوث و فنا همین است، یعنی نسبت وجود اشیاء با یکدیگر است؛ یعنی این شیء در این مرتبه که موجود میشود در مرتبه بعد نیست، و باز آن که در مرتبه بعد هست در مرتبه قبل نیست. این مراتب هیچ وقت با یکدیگر اجتماع در وجود ندارند و مرتبه قبلی قوه است برای مرتبه بعدی و مرتبه بعدی فعلیت است برای مرتبه قبلی. این یک امر اعتباری نیست؛ یک امر واقعی است. منتها ما که خودمان «زمانی» و همراه زمان هستیم بر همه مراتب زمان احاطه نداریم، برای یک موجود عالی که بر همه مراتب زمان احاطه دارد اینها همه بهطور مساوی موجودند، نه اینکه دیگر برای او آن یکی نسبت به این دیگری قوه نیست و این دیگری نسبت به آن یکی فعلیت نیست؛ نه، اینهایی که نسبت به یکدیگر تقدم و تأخر دارند «برای او» تقدم و تأخر ندارند، نه اینکه تقدم و تأخرشان نسبت به یکدیگر از بین میرود؛ دیگر تقدم و تأخر آنها نسبت به یکدیگر از بین نمیرود.