مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٨ - اشکال حدوث زمانی صدرایی در مورد کل عالم و پاسخ آن
ندارد و صرف اعتبار اذهان است کاری ندارد. آن امور اعتباری که حکمی ندارد که بخواهد دربارهاش بحث کند.
این بود نظر صدرالمتألّهین درباره حدوث عالم که تعبیر خاصی است از حدوث زمانی عالم بدون آنکه به حدوث زمانیای که متکلمین گفتهاند- به این تعبیر که معنی اینکه عالم حادث است این است که ما در گذشته به یک لحظه میرسیم که آن، لحظه وجود یافتن و پیدایش عالم است و قبل از آن لحظه لحظات نیستی عالم است- قائل شده باشیم.
[علت] عمده اینکه متکلمین اینهمه اصرار بر آن حرف خودشان دارند آن مسألهای است که در باب «ضرورت و امکان» گفتیم که مناط احتیاج به علت را حدوث میدانند نه [امکان]. آنها خیال میکنند که اگر اینطور قائل بشوند، به «وابستگی عالم به ذات واجب» و به «علت» ی برای عالم قائل شدهاند و اگر اینچنین نگویند دیگر این وابستگی قطع شده است، که این هم حرف نادرستی است [١].
[١].- حال اگر آن ملاک متکلمان درمورد وابستگی معلول به علت را قبول کنیم باز به تعبیر ملاصدرا که خدشهای وارد نمیشود.
استاد: نه، به آن خدشه وارد نمیشود. حرفی که ملاصدرا میگوید زاید برحرف آنهاست؛ یعنی نمیخواهد فقط جواب آن مطلب را داده باشد؛ میگوید: نه، عالم نه تنها حدوث ذاتیای که بوعلی و امثال وی گفتهاند و نه تنها حدوث دهریای که میرداماد گفته است دارد بلکه حتی حدوث زمانی دارد با اینکه در این حدوث زمانی سلسله زمانیات لاینقطع است.
- ولی این بیان صدرالمتألهین چندان روشن نیست.
استاد: چرا؟.
- آن متکلم معلوم است چه میگوید. فیلسوف هم معلوم است چه میخواهد بگوید. ولی این نظریه صدرالمتألهین چگونه است؟ بالاخره عالم چه چیزش قدیم است، چه چیزش حادث است؟.
استاد: هیچ چیزی قدیم نیست، همه چیز حادث است.
- بنابراین حادث نه ذاتی است نه زمانی، یا هم زمانی است و هم ذاتی؟.
استاد: نه؛ او که به حدوث زمانی قائل است به حدوث ذاتی هم قائل است. ما به حدوث ذاتی کاری نداریم. گفتیم که ما آن را انکار نمیکنیم و درعین حال به حدوث زمانی عالم قائل هستیم، منتها ذهن فوراً میرود روی مجموع عالم. ذهن همیشه میرود روی مجموع که یک امر اعتباری است. ایشان [یعنی صدرالمتألّهین] میگوید اصلا ذهن را روی مجموع که امر اعتباری است نباید برد؛ امر اعتباری که اصلا حکم ندارد؛ ذهن باید